خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از آرزوی دیدار سلطان و داشتن قلبی بینیاز سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل، لاله، پروین، آفتاب و برق، احساسات خود را بیان میکند و به قدرت و فرمانروایی اشاره دارد. همچنین، شاعر از شناخت رسم و راه فرمانروایان و مقایسههایی مانند خران بر بام و یوسف در چاه صحبت میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
ز سلطان کنم آرزوی نگاهی
ز سلطان کنم آرزوی نگاهی
مسلمانم از گل نسازم الهی ۱
دل بی نیازی که در سینه دارم
گدارا دهد شیوهٔ پادشاهی ۲
ز گردون فتد آنچه بر لالهٔ من
فرو ریزم او را به برگ گیاهی ۳
چو پروین فرو ناید اندیشهٔ من
به دریوزهٔ پرتو مهر و ماهی ۴
اگر آفتابی سوی من خرامد
به شوخی بگردانم او را ز راهی ۵
به آن آب و تابی که فطرت ببخشد
درخشم چو برقی به ابر سیاهی ۶
ره و رسم فرمانروایان شناسم
خران بر سر بام و یوسف بچاهی ۷
مسلمانم از گل نسازم الهی ۱
دل بی نیازی که در سینه دارم
گدارا دهد شیوهٔ پادشاهی ۲
ز گردون فتد آنچه بر لالهٔ من
فرو ریزم او را به برگ گیاهی ۳
چو پروین فرو ناید اندیشهٔ من
به دریوزهٔ پرتو مهر و ماهی ۴
اگر آفتابی سوی من خرامد
به شوخی بگردانم او را ز راهی ۵
به آن آب و تابی که فطرت ببخشد
درخشم چو برقی به ابر سیاهی ۶
ره و رسم فرمانروایان شناسم
خران بر سر بام و یوسف بچاهی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:خضر وقت از خلوت دشت حجاز آید برون
گوهر بعدی:با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.