خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از عشق و آرزوهای برآورده نشده، دلبستگی به دنیا و مادیات، و جستوجوی معنویت و حقیقت سخن میگوید. او از نرسیدن به مقصود، فریبخوردگی از دنیا، و اشتیاق به وصال یار مینالد و آرزو میکند که از این وضعیت رهایی یابد.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فریبخوردگی از دنیا و جستوجوی معنویت ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
مرا براه طلب بار در گل است هنوز
مرا براه طلب بار در گل است هنوز
که دل به قافله و رخت و منزل است هنوز ۱
کجا ست برق نگاهی که خانمان سوزد
مرا با معامله با کشت و حاصل است هنوز ۲
یکی سفینهٔ این خام را به طوفان ده
ز ترس موج نگاهم بساحل است هنوز ۳
تپیدن و نرسیدن چه عالمی دارد
خوشا کسی که بدنبال محمل است هنوز ۴
کسی که از دو جهان خویش را برون نشناخت
فریب خوردهٔ این نقش باطل است هنوز ۵
نگاه شوق تسلی به جلوه ئی نشود
کجا برم خلشی را که در دل است هنوز ۶
حضور یار حکایت دراز تر گردید
چنانکه این همه نا گفته در دل است هنوز ۷
که دل به قافله و رخت و منزل است هنوز ۱
کجا ست برق نگاهی که خانمان سوزد
مرا با معامله با کشت و حاصل است هنوز ۲
یکی سفینهٔ این خام را به طوفان ده
ز ترس موج نگاهم بساحل است هنوز ۳
تپیدن و نرسیدن چه عالمی دارد
خوشا کسی که بدنبال محمل است هنوز ۴
کسی که از دو جهان خویش را برون نشناخت
فریب خوردهٔ این نقش باطل است هنوز ۵
نگاه شوق تسلی به جلوه ئی نشود
کجا برم خلشی را که در دل است هنوز ۶
حضور یار حکایت دراز تر گردید
چنانکه این همه نا گفته در دل است هنوز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بر جهان دل من تاختنش را نگرید
گوهر بعدی:زمستان را سرآمد روزگاران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.