خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که از زیباییهای طبیعت و گلها سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا، احساسات عمیق و ارتباط بین انسان و طبیعت را بیان میکند. شاعر از گلها، لالهها، و غنچهها بهعنوان نمادهایی برای عشق، غم، و زیبایی استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم و عشق نیاز به درک بالاتری از احساسات دارند.
پتوفی
نفسی درین گلستان ز عروس گل سرودی
بدلی غمی فزودی ز دلی غمی ربودی ۱
تو بخون خویش بستی کف لاله را نگاری
تو به آه صبحگاهی دل غنچه را گشودی ۲
به نوای خود گم استی سخن تو مرقد تو
به زمین نه باز رفتی که تو از زمین نبودی ۳
بدلی غمی فزودی ز دلی غمی ربودی ۱
تو بخون خویش بستی کف لاله را نگاری
تو به آه صبحگاهی دل غنچه را گشودی ۲
به نوای خود گم استی سخن تو مرقد تو
به زمین نه باز رفتی که تو از زمین نبودی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:جلال و هگل
گوهر بعدی:محاوره ما بین حکیم فرانسوی اوگوست کنت و مرد مزدور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.