خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که از شتران مست و رقص آنها شروع میشود و به مفاهیم عمیقتری مانند علم، عمل، عشق الهی و معجزههای دینی میپردازد. شاعر از نمادهای مختلفی مانند شتر، خورشید و ناقة الله استفاده میکند تا مفاهیم عرفانی و فلسفی را بیان کند. در نهایت، شعر به عشق به شمس تبریز و کشف اسرار غزل ختم میشود.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۳۴۴ - شتران مست شدستند، ببین رقص جمل
شُتُران مَست شُدَسْتند، بِبین رَقصِ جَمَل
زُاشْتُرِ مَست که جویَد اَدَب و عِلْم و عَمَل؟ ۱
عِلْمِ ما دادهٔ او و رَهِ ما جادهٔ او
گرمیِ ما دَمِ گَرمَش، نه زِ خورشیدِ حَمَل ۲
دَمِ او جانْ دَهَدَت، روزِ نَفَخْتُ بِپَذیر
کارِ او کُنْ فَیَکوُن است، نه موقوفِ عِلَل ۳
ما دَرین رَهْ همه نسرین و قَرَنْفُل کوبیم
ما نه زان اُشتُرِ عامیم که کوبیم وَحَل ۴
شُتُرانِ وَحَلی بستهٔ این آب و گِلَند
پیشِ جان و دلِ ما، آب و گِلی را چه مَحَل؟ ۵
ناقَةُ اللّهْ بِزاده به دُعایِ صالِح
جِهَت مُعجزهٔ دین زِ کَمَرگاهِ جَبَل ۶
هان و هان، ناقهٔ حَقّیم، تَعَرُّض مَکُنید
تا نَبُرَّد سَرِتان را سَرِ شمشیرِ اَجَل ۷
سویِ مشرق نرویم و سویِ مغرب نرویم
تا اَبَد گام زَنانْ جانبِ خورشیدِ اَزَل ۸
هَله بِنْشین، تو بِجُنبان سَر و میگوی بلی
شَمسِ تبریز نِمایَد به تو اسرارِ غَزَل ۹
زُاشْتُرِ مَست که جویَد اَدَب و عِلْم و عَمَل؟ ۱
عِلْمِ ما دادهٔ او و رَهِ ما جادهٔ او
گرمیِ ما دَمِ گَرمَش، نه زِ خورشیدِ حَمَل ۲
دَمِ او جانْ دَهَدَت، روزِ نَفَخْتُ بِپَذیر
کارِ او کُنْ فَیَکوُن است، نه موقوفِ عِلَل ۳
ما دَرین رَهْ همه نسرین و قَرَنْفُل کوبیم
ما نه زان اُشتُرِ عامیم که کوبیم وَحَل ۴
شُتُرانِ وَحَلی بستهٔ این آب و گِلَند
پیشِ جان و دلِ ما، آب و گِلی را چه مَحَل؟ ۵
ناقَةُ اللّهْ بِزاده به دُعایِ صالِح
جِهَت مُعجزهٔ دین زِ کَمَرگاهِ جَبَل ۶
هان و هان، ناقهٔ حَقّیم، تَعَرُّض مَکُنید
تا نَبُرَّد سَرِتان را سَرِ شمشیرِ اَجَل ۷
سویِ مشرق نرویم و سویِ مغرب نرویم
تا اَبَد گام زَنانْ جانبِ خورشیدِ اَزَل ۸
هَله بِنْشین، تو بِجُنبان سَر و میگوی بلی
شَمسِ تبریز نِمایَد به تو اسرارِ غَزَل ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۴۳ - صد هزاران همچو ما غرقه درین دریای دل
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴۵ - تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.