خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و شوریدگی دل سخن میگوید، با تصاویری از شراب ناب، آفتاب، موج آب، و ماهتاب. شاعر از بیقراری و آتشین بودن دل خود میگوید و امید و آرزو را به سراب و خواب تشبیه میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند شراب ناب و سراب زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
سراب آرزو
دل من ز تابناکی به شراب ناب ماند
نکند سیاه کاری که به آفتاب ماند ۱
نه ز پای می نشیند نه قرار می پذیرد
دل آتشین من بین که به موج آب ماند ۲
ز شب سیه چه نالم؟ که فروغ صبح رویت
به سپیده ی سحرگاه و به ماهتاب ماند ۳
نفس حیات بخشت به هوای بامدادی
لب مستی آفرینت به شراب ناب ماند ۴
نه عجب اگر به عالم اثری نماند از ما
که بر آسمان نبینی اثر از شهاب ماند ۵
رهی از امید باطل ره آرزو چه پویی؟
که سراب زندگانی به خیال و خواب ماند ۶
نکند سیاه کاری که به آفتاب ماند ۱
نه ز پای می نشیند نه قرار می پذیرد
دل آتشین من بین که به موج آب ماند ۲
ز شب سیه چه نالم؟ که فروغ صبح رویت
به سپیده ی سحرگاه و به ماهتاب ماند ۳
نفس حیات بخشت به هوای بامدادی
لب مستی آفرینت به شراب ناب ماند ۴
نه عجب اگر به عالم اثری نماند از ما
که بر آسمان نبینی اثر از شهاب ماند ۵
رهی از امید باطل ره آرزو چه پویی؟
که سراب زندگانی به خیال و خواب ماند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:عمر نرگس
گوهر بعدی:از خود رمیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.