این متن از زبان ایزد فرد سخن میگوید و بر اهمیت دوری از صفات ناپسند مانند حرص و حسد تأکید دارد. همچنین، به ضرورت همنشینی با افراد خوب و پرهیز از دوستی با افراد بد اشاره میکند. متن به موضوع مرگ و بازگشت روح به عالم ملکوت میپردازد و بر جاودانگی روح در مقابل فناپذیری جسم تأکید دارد. در پایان، از آزادی روح از قفس جسم و پرواز به سوی عالم بالا سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی از عبارات مانند «با سگ و خوک همنشین مکنش» ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند. این محتوا برای نوجوانان و بزرگسالانی مناسب است که توانایی درک مفاهیم انتزاعی و اخلاقی را دارند.
یسئلونک عن الروح قل الروح منامرربی
«امر» گفت آن چنانکه یادش کرد ۱
تو به حرص و حسد میالایش
به خصال حمیده آرایش ۲
با سگ وخوک همنشین مکنش
با رفیقان بد قرین مکنش ۳
چون کند مرگ از همه دورت
وافکند پشت در کو گورت ۴
بود او محرم حصور ابد
در نیاید به تنگنای لحد ۵
هست اینجا برای قوت و قوت
بازگشتش به عالم ملکوت ۶
چار عنصر چو در شمار آید
تن مرکب از این چهار آید ۷
جان چو از تن مفارقت جوید
هر یکی سوی اصل خود پوید ۸
آنچه از هستی اش نشان ماند
جان بود جان، که جاودان ماند ۹
قفس پنج حس را بشکن
مرغ جان را ازو برون افکن ۱۰
باز را در قفس چه کار بود؟
جای او دست شهریار بود ۱۱
زین نشیمنگهش برون انداز
تاکند در هوای او پرواز ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.