خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و وفاداری به معشوق سخن می‌گوید. او از فراق و هجران شکایت می‌کند و از معشوق می‌خواهد که صبر کند. شاعر معشوق را به خورشید تشبیه می‌کند و از زیبایی و بخشندگی او سخن می‌گوید. همچنین، او از عشق به عنوان نیرویی که انسان را به سوی کمال می‌کشاند، یاد می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۳۱۳ - جان و سر تو که بگو بی‌نفاق

جان و سَرِ تو که بگو بی‌نِفاق
در کَرَم و حُسن چرایی تو طاق؟ ۱

رویِ چو خورشیدِ تو بَخشش کُند
روزِ وصالی که ندارد فِراق ۲

دل زِ همه بَرکَنم از بَهرِ تو
بَهرِ وَفایِ تو بِبَندم نِطاق ۳

گر تو مرا گویی رو، صبر کُن
باشد تکلیف بما لایُطاق ۴

سخت بُوَد هَجْر و فِراق، ای حَبیب
خاصه فِراقی زِ پِی اِعْتِناق ۵

چون پدر و مادرْ عقلست و روح
هر دو تویی، چون شَوَم ای دوستْ عاق؟ ۶

روم چو در مِهْرِ تو آهی کنند
دود رَسَد جانِبِ شام و عِراق ۷

در تُتُق سینه عُشّاقِ تو
ماه رُخان، قَندلَبان، سیم ساق ۸

رَقص کُنان در خُضَرِ لُطفِ تو
نوش کُنانْ ساغَرِ صِدق و وَفاق ۹

دست زَنان جُمله و گویانْ بلاغ
طاق و طُرُنْبین و طُرُنْبین و طاق ۱۰

مُژده کسی را که زَرَش دُزد بُرد
مُژده کسی را که دَهَد زن طلاق ۱۱

خاصه کسی را که جهان را همه
تَرک کُند، فَرد شود بی‌شِقاق ۱۲

لاجَرَمَش عشق کَشَد پیشکَش
هَمچو مُحَمَّد به سَحَرگَهْ بُراق ۱۳

بَربَرَدَش زود بُراقِ دِلَش
فوقِ سَماواتِ رِفاعِ طِباق ۱۴

جان و سَرِ تو که بگو باقیش
که دَهَنم بسته شُد از اشتیاق ۱۵

هر چه بِگُفتم کَژْ و مَژْ، راست کُن
چونک مُهَندس تویی و من مَشاق ۱۶
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۶ ۵۴۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۱۲ - فریفت یار شکربار من مرا به طریق
گوهر بعدی:غزل ۱۳۱۴ - به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.