خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به ستایش عشق و تأثیرات عمیق آن بر روح و جان انسان میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی الهی یاد میکند که جهان را دلگشا میسازد و انسان را از ریا و اخلاص به سوی وحدت و کمال سوق میدهد. در این شعر، عشق به عنوان محور اصلی زندگی و منبع سعادت و اقبال توصیف شده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۳۰۹ - ای جهان را دلگشا اقبال عشق
ای جهان را دِلْگُشا اِقْبالِ عشق
یَفْعَلُ اللّهْ ما یَشا اِقْبالِ عشق ۱
ای صَفا و ای وَفا در جورِ عشق
ای خوشا و ای خوشا اِقْبالِ عشق ۲
ای بُده جانتَر زِ جانْ دیدارِ عشق
وِیْ فُزون از جان و جا اِقْبالِ عشق ۳
تا زِ اِخْلاص و ریا بیرون شُدم
جانِ اِخْلاص و ریا اِقْبالِ عشق ۴
گَر بگَردد آفتابْ از ضعف نیست
نَقل کرد از جا به جا اِقْبالِ عشق ۵
خَلْق گوید عاقِبَت محمود باد
عاقِبَت آمد به ما اِقْبالِ عشق ۶
من دهان بستم که بگشادست پر
در دلِ خلق خدا اِقْبالِ عشق ۷
بُد دُعا زَنْبیل و این دولتْ خَلیل
می نگُنجَد در دُعا اِقْبالِ عشق ۸
وَحدَتِ عشقست این جا، نیست دو
یا تویی یا عشق یا اِقْبالِ عشق ۹
یَفْعَلُ اللّهْ ما یَشا اِقْبالِ عشق ۱
ای صَفا و ای وَفا در جورِ عشق
ای خوشا و ای خوشا اِقْبالِ عشق ۲
ای بُده جانتَر زِ جانْ دیدارِ عشق
وِیْ فُزون از جان و جا اِقْبالِ عشق ۳
تا زِ اِخْلاص و ریا بیرون شُدم
جانِ اِخْلاص و ریا اِقْبالِ عشق ۴
گَر بگَردد آفتابْ از ضعف نیست
نَقل کرد از جا به جا اِقْبالِ عشق ۵
خَلْق گوید عاقِبَت محمود باد
عاقِبَت آمد به ما اِقْبالِ عشق ۶
من دهان بستم که بگشادست پر
در دلِ خلق خدا اِقْبالِ عشق ۷
بُد دُعا زَنْبیل و این دولتْ خَلیل
می نگُنجَد در دُعا اِقْبالِ عشق ۸
وَحدَتِ عشقست این جا، نیست دو
یا تویی یا عشق یا اِقْبالِ عشق ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۰۸ - گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق
گوهر بعدی:غزل ۱۳۱۰ - ای ناطق الهی و ای دیده حقایق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.