خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و سماع سخن میگوید و از معشوقی به نام شمس تبریزی یاد میکند. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، عشق و سماع را به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت و روشنایی توصیف میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن نیاز به تجربه و دانش کافی در زمینههای ادبیات و عرفان دارد. بنابراین، برای مخاطبانی که از نظر فکری و تجربی به بلوغ رسیدهاند مناسب است.
غزل ۱۲۹۶ - بیا بیا که تویی جان جان جان سماع
بیا بیا که تویی جانِ جانِ جانِ سَماع
هزار شمعِ مُنَوَّر به خاندانِ سَماع ۱
چو صد هزار ستاره زِ توستْ روشنْ دل
بیا که ماهِ تمامی در آسْمانِ سَماع ۲
بیا که جان و جهانْ در رُخِ تو حیران است
بیا که بوالْعَجَبی نیک در جهانِ سَماع ۳
بیا که بیتو به بازارِ عشقْ نَقْدی نیست
بیا که چون تو زَری را ندید کانِ سَماع ۴
بیا که بر دَرِ تو شِسْتهاَند مُشتاقان
زِ بامِ خویش فُروکُن تو نَردبانِ سَماع ۵
بیا که رونَقِ بازارِ عشقْ از لَبِ توست
که شاهِدیست نَهانی دَرین دُکانِ سَماع ۶
بیار قَندِ مَعانی زِ شَمسِ تبریزی
که باز مانْد زِ عشقِ لَبَش دَهانِ سَماع ۷
هزار شمعِ مُنَوَّر به خاندانِ سَماع ۱
چو صد هزار ستاره زِ توستْ روشنْ دل
بیا که ماهِ تمامی در آسْمانِ سَماع ۲
بیا که جان و جهانْ در رُخِ تو حیران است
بیا که بوالْعَجَبی نیک در جهانِ سَماع ۳
بیا که بیتو به بازارِ عشقْ نَقْدی نیست
بیا که چون تو زَری را ندید کانِ سَماع ۴
بیا که بر دَرِ تو شِسْتهاَند مُشتاقان
زِ بامِ خویش فُروکُن تو نَردبانِ سَماع ۵
بیا که رونَقِ بازارِ عشقْ از لَبِ توست
که شاهِدیست نَهانی دَرین دُکانِ سَماع ۶
بیار قَندِ مَعانی زِ شَمسِ تبریزی
که باز مانْد زِ عشقِ لَبَش دَهانِ سَماع ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۹۵ - بیا بیا که تویی جان جان جان سماع
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹۷ - مدارم یک زمان از کار فارغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.