خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن شعری است که در آن شاعر از مفهوم عیش و لذت زندگی سخن می‌گوید. او از عیش به عنوان نیرویی یاد می‌کند که جهان را به حرکت درمی‌آورد و همه چیز را زیبا و پرنشاط می‌سازد. شاعر از عیش به عنوان منشأ حرکت چرخ‌ها، موج‌های دریا، بوی بهشت و حتی حرکت باد یاد می‌کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که عیش همان چیزی است که زندگی را معنا می‌بخشد و باید از آن لذت برد.

این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و زندگی ابدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۸۴ - سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش

سَری بَرآر که تا ما رَویم بر سَرِ عیش
دَمی چو جانِ مُجَرَّد رَویم در بَرِ عیش ۱

زِ مرگِ خویش شنیدم پیامِ عیشِ اَبَد
زِهی خدا که کُند مرگ را پَیَمبَرِ عیش ۲

به نامِ عیش بُریدند نافِ هستیِ ما
به روزِ عید بِزادیم ما زِ مادرِ عیش ۳

بِپُرس عیش چه باشد؟ بُرون شُدن زین عیش
که عیشِ صورت چون حَلْقه‌یی‌‌ست بر دَرِ عیش ۴

دَرون پَرده زِ اَرْواحِ عیش صورت‌هاست
زِ عکسِ ایشان این پَرده شُد مُصَوَّرِ عیش ۵

وجودِ چون زَرِ خود را به عیش دِهْ نه به غم
که خاکْ بر سَرِ آن زَر که نیست دَرخورِ عیش ۶

بگویَمَت که چرا چَرخ می‌زَنَد گَردون
کی‌اَش به چَرخ دَرآوَرْد؟ تابِ اَخْتَرِ عیش ۷

بِگویَمَت که چرا بَحرْ موج در موج است
کی‌اَش به رَقص دَرآوَرْد؟ نورِ گوهرِ عیش ۸

بِگویَمَت که چرا خاکْ حور و وِلْدان زاد
که داد بویِ بِهِشتَش؟ نَسیمِ عَنْبَرِ عیش ۹

بِگویَمَت که چرا بادْ حَرفْ حَرف شُده‌ست
که تا وَرَقْ وَرَق آیی سَبُک زِ دَفترِ عیش ۱۰

بِگویَمَت که چرا شب تُتُق فُروآویخت
که گِردَک است و عروسی بگیر چادَرِ عیش ۱۱

بِگُفتَمی سِرِ پنج و چهار و هفت وَلیک
به یک دو لَعْب فُرومانده‌‌‌ام به شِشْدَرِ عیش ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۸۳ - ندا رسید به عاشق ز عالم رازش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۸۵ - شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.