خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر بیان میکند که از شادی دیگران غمگین میشود و هیچ امید یا ترسی از طرف مقابل ندارد. او تأکید میکند که تحت تأثیر مهر یا کین دیگران قرار نمیگیرد و برای جلب محبت یا توجه، خود را خوار نمیکند. حتی اگر دیگران او را با ثروت یا قدرت بفریبند، تسلیم نخواهد شد و ارزشی برای اینگونه نعمتها قائل نیست، چرا که در نهایت همه به خاک سپرده میشوند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ بیشتری دارد و برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از اشارات فلسفی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
قطعه ۱۶۲ - سپهرا من از شادیت غارغم
سپهرا من از شادیت غارغم
مرا چون توانی که غمگین کنی ۱
ندارم ز تو هیچ امید و بیم
اگر مهر وزری و گر کین کنی ۲
نه میخم که بندم به پیشت کمر
بدان تا مرا کام شیرین کنی ۳
نه نرگس که آرم به تو سر فرو
بدان تا مرا تاج زرین کنی ۴
اگر خانهام را چو ایران خویش
به خشت زر و نقره تزیین کنی ۵
ز بدرم اگر چار بالش نهی
ز شکل هلالم اگر زین کنی ۶
نخواهم به پیش تو گردن نهاد
اگر طوقم از عقد پروین کنی ۷
نمیارزدم این تنعم بدان
که در آخرم خشت بالین کنی ۸
مرا چون توانی که غمگین کنی ۱
ندارم ز تو هیچ امید و بیم
اگر مهر وزری و گر کین کنی ۲
نه میخم که بندم به پیشت کمر
بدان تا مرا کام شیرین کنی ۳
نه نرگس که آرم به تو سر فرو
بدان تا مرا تاج زرین کنی ۴
اگر خانهام را چو ایران خویش
به خشت زر و نقره تزیین کنی ۵
ز بدرم اگر چار بالش نهی
ز شکل هلالم اگر زین کنی ۶
نخواهم به پیش تو گردن نهاد
اگر طوقم از عقد پروین کنی ۷
نمیارزدم این تنعم بدان
که در آخرم خشت بالین کنی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۱۶۱ - مرحبا ای آصف جم قدر کیوان رفعتم
گوهر بعدی:قطعه ۱۶۳ - جهنمی زنک زن .......
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.