خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از آصف جم قدر کیوان است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق میگوید. او از دردها و رنجهای خود سخن میگوید و آرزو میکند که در سایه معشوق آرامش یابد. شعر پر از استعارهها و تصاویر شاعرانه است که احساسات عمیق شاعر را نشان میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
قطعه ۱۶۱ - مرحبا ای آصف جم قدر کیوان رفعتم
مرحبا ای آصف جم قدر کیوان رفعتم
کز سم اسب به مژگان گرد ره بزدودمی ۱
بر جگر نگذاشت چرخم آب گونه دیده را
تا زدی آب رهت سقاییش فرمودمی ۲
آفتابی سوی مغرب رفته و باز آمده
کاشکی من سایه وار اندر رکابت بودمی ۳
من سر و پایی ندارم گر سرم بودی و پا
زین بشارت پای کوبان بر فلک سر سودمی ۴
عزم استقبال کردم گشت مانع درد پا
گر سرم کردی مدد کی درد پا بستودمی ۵
هست درد پا و در سر نیست سامانی مرا
گر سرم بودی به ره این ره به سر پیمودمی ۶
ملک میگوید که ظلت کاش بودی جاودان
بر سر من تا منت در سایه میآسود می ۷
کز سم اسب به مژگان گرد ره بزدودمی ۱
بر جگر نگذاشت چرخم آب گونه دیده را
تا زدی آب رهت سقاییش فرمودمی ۲
آفتابی سوی مغرب رفته و باز آمده
کاشکی من سایه وار اندر رکابت بودمی ۳
من سر و پایی ندارم گر سرم بودی و پا
زین بشارت پای کوبان بر فلک سر سودمی ۴
عزم استقبال کردم گشت مانع درد پا
گر سرم کردی مدد کی درد پا بستودمی ۵
هست درد پا و در سر نیست سامانی مرا
گر سرم بودی به ره این ره به سر پیمودمی ۶
ملک میگوید که ظلت کاش بودی جاودان
بر سر من تا منت در سایه میآسود می ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۱۶۰ - هر که خواهد که بود پیش سلاطین بر پای
گوهر بعدی:قطعه ۱۶۲ - سپهرا من از شادیت غارغم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.