خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن یک شعر ستایش‌آمیز و عرفانی است که در آن شاعر به ستایش شخصی با عنوان "صاحب سلطان نشان دستور اعظم شمس الدین" می‌پردازد. شعر به زیبایی از جلال و عظمت این شخصیت سخن می‌گوید و تأثیر وجود او را بر جهان و حتی اجرام آسمانی مانند خورشید و ماه توصیف می‌کند. شاعر همچنین از دوری و فراموشی خود گله می‌کند و از حق‌گویی و وفاداری خود سخن می‌گوید. در پایان، شعر با اشاره به عفو بزرگان و گناه فرو دستان به پایان می‌رسد.

متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی پیچیده است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سال دشوار است. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات قدیمی و ادبی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

قطعه ۱۴۷ - صاحب سلطان نشان دستور اعظم شمس الدین

صاحب سلطان نشان دستور اعظم شمس الدین
ای جلال رفعتت را اوج گردون پایگاه ۱

چون ز سدر آستان حضرت تو برگذشت
شاید ار سجده برندش هر زمان خورشید و ماه ۲

چشمه خورشید را خون گردد از بهر تو دل
چون کند اندر ضمیر عالم آرایت نگاه ۳

گردهی رخصت که بوسد آستانت را فلک
هر زمان از غایت شادی بر اندازد کلاه ۴

چون به دار الملک حکمت پادشاهی می‌سزد
گر بود قدر تو را از چرخ اطلس بارگاه ۵

مدتی شد تا نکردی در خلا و در ملا
یاد من کارم ازان شوریده شد حالم تباه ۶

خود نمی‌دانی که از من روی برتابد طرب
گر نباشد سد اقبالت مرا پشت و پناه ۷

گر خلاف راستی کردند نقلی نیست غم
هست بر تصدیق قول من ضمیر تو گواه ۸

حق همی داند که از من بد نیاید در وجود
ور در آمد خود کجا شد خلعت ثم اجتباه ۹

ور همه خود راست است آن بیت یاد‌آور که گفت:
از بزرگان عفو باشد وز فرو دستان گناه ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:قطعه ۱۴۶ - چشم من جای تو بود ای نور چشم
گوهر بعدی:قطعه ۱۴۸ - همی خرید خر و گاو و گوسفند و گله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.