خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از جدایی و فراق معشوق مینالد و بیان میکند که جای او در قلبش خالی مانده است. او تأکید میکند که دیدن چشم خودش بدون معشوق بیمعناست، زیرا بدون معشوق، جایی برای آرامش ندارد.
متن دارای مضامین عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد.
قطعه ۱۴۶ - چشم من جای تو بود ای نور چشم
چشم من جای تو بود ای نور چشم
رفتی و ماند از تو خالی جای تو ۱
چشم خود را اگر نمیبینم رواست
چون نبینم بی تو من ماوای تو ۲
رفتی و ماند از تو خالی جای تو ۱
چشم خود را اگر نمیبینم رواست
چون نبینم بی تو من ماوای تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۱۴۵ - هر چه تا غایت به نام او مقرر بوده است
گوهر بعدی:قطعه ۱۴۷ - صاحب سلطان نشان دستور اعظم شمس الدین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.