خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که در آن شاعر از صاحبی با فضایل و جود و کرم یاد میکند و از او درخواست کمک و راهنمایی مینماید. شاعر احساس شکستگی و ناامیدی دارد و خواهان رضایت و بخشش از سوی صاحب است. در نهایت، او امیدوار است که با کمک صاحب، بتواند از مشکلات رهایی یابد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
قطعه ۱۳۲ - ای صاحبی که از شرف مدح ذات تو
ای صاحبی که از شرف مدح ذات تو
هر دم چو آفتاب ز موج سماروم ۱
چون جمله اهل فضل ز جود توشا کردند
پس من شکسته دل ز جنابت چرا روم ۲
یا داد من بده به طریقی که دیدهام
یاره به من نمای بگو تا کجا روم ۳
هر کس رضای خویش کند حاصل از کفت
آخر روا مدار که من بی رضا روم ۴
واجب چنان کند بدین آب و این قبول
یکبارگی به .... وا روم ۵
هر دم چو آفتاب ز موج سماروم ۱
چون جمله اهل فضل ز جود توشا کردند
پس من شکسته دل ز جنابت چرا روم ۲
یا داد من بده به طریقی که دیدهام
یاره به من نمای بگو تا کجا روم ۳
هر کس رضای خویش کند حاصل از کفت
آخر روا مدار که من بی رضا روم ۴
واجب چنان کند بدین آب و این قبول
یکبارگی به .... وا روم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۱۳۱ - خسرو شمس و غرب شمس الدین
گوهر بعدی:قطعه ۱۳۳ - ای وزیری که از خدا همه وقت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.