خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر ستایشآمیز است که در آن شاعر به تمجید از شخصی به نام خسرو شمس الدین میپردازد. او را به عنوان سرور و مخدوم همه، صاحب سیف و ملک، و دارای فضایل و افضال توصیف میکند. شاعر از کرم و لطف او سخن میگوید و خود را مهمان خوان همت او میداند. همچنین، از رایت دولت او و تأثیرش بر جهان صحبت میکند.
این متن دارای زبان ادبی و پیچیدهای است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به آشنایی با اصطلاحات و مفاهیم ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، محتوای آن بیشتر مناسب افرادی است که با اشعار ستایشی و تاریخی آشنایی دارند.
قطعه ۱۳۱ - خسرو شمس و غرب شمس الدین
خسرو شمس و غرب شمس الدین
بر همه سروران تویی مخدوم ۱
در دولت ز تو شده مفتوح
مکرمت بر وجود تو مختوم ۲
صاحب سیف و صاحب ملکی
بر صحف نام نیک تو مرقوم ۳
طبعت آموخته قواعد ملک
ملکان از تو میبرند رسوم ۴
سیرت تو فضایل و افضال
عادت اهتمام اهل علوم ۵
رایت دولت تو چون رایت
بر گذشته ز منتهای نجوم ۶
از تو اصحاب علم را ادرار
و ز تو ارباب فضل را مرسوم ۷
در حریم حمایت کرمت
من چرایم ز لطف تو محروم ۸
رای عالیت را مگر نشدست
صدق و اخلاص من رهی معلوم ۹
همتت چون روا همی دارد
که مرا میدهد به دست هموم ۱۰
کرم تو گرفته جمله جهان
مال و زر بر هنروران مقسوم ۱۱
من ز نیکی تو چو تو ز بدی
چند باشم منزه و معصوم ۱۲
بنده مهمان خوان همت توست
دادخواهان به تو ز چرخ ظلوم ۱۳
میهمان را سزد که داری نیک
خاصه مهمان مدح خوان و خدوم ۱۴
تا بنازد به تخت شاهان بخت
تا بتاج است هر شهی موسوم ۱۵
باش بر فرق جمله شاهان تاج
که تو شهباز و دیگران چون بوم ۱۶
صبح اقبال تو دمیده ز شام
صیت رایت زری رسیده به روم ۱۷
بر همه سروران تویی مخدوم ۱
در دولت ز تو شده مفتوح
مکرمت بر وجود تو مختوم ۲
صاحب سیف و صاحب ملکی
بر صحف نام نیک تو مرقوم ۳
طبعت آموخته قواعد ملک
ملکان از تو میبرند رسوم ۴
سیرت تو فضایل و افضال
عادت اهتمام اهل علوم ۵
رایت دولت تو چون رایت
بر گذشته ز منتهای نجوم ۶
از تو اصحاب علم را ادرار
و ز تو ارباب فضل را مرسوم ۷
در حریم حمایت کرمت
من چرایم ز لطف تو محروم ۸
رای عالیت را مگر نشدست
صدق و اخلاص من رهی معلوم ۹
همتت چون روا همی دارد
که مرا میدهد به دست هموم ۱۰
کرم تو گرفته جمله جهان
مال و زر بر هنروران مقسوم ۱۱
من ز نیکی تو چو تو ز بدی
چند باشم منزه و معصوم ۱۲
بنده مهمان خوان همت توست
دادخواهان به تو ز چرخ ظلوم ۱۳
میهمان را سزد که داری نیک
خاصه مهمان مدح خوان و خدوم ۱۴
تا بنازد به تخت شاهان بخت
تا بتاج است هر شهی موسوم ۱۵
باش بر فرق جمله شاهان تاج
که تو شهباز و دیگران چون بوم ۱۶
صبح اقبال تو دمیده ز شام
صیت رایت زری رسیده به روم ۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۱۳۰ - آصف کفایتا لطف و رافتت
گوهر بعدی:قطعه ۱۳۲ - ای صاحبی که از شرف مدح ذات تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.