خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند گذر زمان، ناپایداری زندگی، قدرت عشق الهی و تسلیم در برابر آن می‌پردازد. شاعر از انسان می‌خواهد که در برابر عشق الهی تسلیم شود و از غرور و خودخواهی دوری کند، زیرا زندگی موقت است و عشق حقیقی تنها راه نجات است.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تسلیم در برابر عشق الهی و ناپایداری زندگی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۶۸ - صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش

صد سال اگر گُریزی و نایی بُتا به پیش
بَرهَم زنیم کارِ تو را هَمچو کارِ خویش ۱

مَگْریز که زِ چَنْبَرِ چَرخَت گُذشتنی‌ست
گَر شیرِ شَرزه باشی وَرْ سِفْله گاومیش ۲

تَن دُنبَلی‌‌ست بر کَتِفِ جانْ بَرآمَده
چون پُر شود تَهی شود آخِر زِ زَخمِ نیش ۳

ای شاد باطلی که گُریزد زِ باطلی
بر عشقِ حَق بچَفسَد بی‌صَمْغ و بی‌سِریش ۴

گَز می‌کنند جامهٔ عُمرَت به روز و شب
هم آخِر آرَد او را یا روز یا شَبیش ۵

بیچاره آدمی که زَبون است عشق را
زَفْت آمد این سوار بر این اسپِ پُشتْ ریش ۶

خاموش باش و در خَمُشی گُم شو از وجود
کانْ عشق راست کُشتنِ عُشّاقْ دین و کیش ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۶۷ - در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶۹ - آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.