خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در مدح و ستایش شخصی به نام وجیه دین محمد امیر اسماعیل سروده شده است. شاعر از بخشندگی، احسان و فضیلتهای او تمجید کرده و او را با تشبیههای زیبا مانند دجله احسان و چشمه زمزم توصیف میکند. همچنین، شاعر به حضور خود در دربار این شخص و درخواست پاسخ از او اشاره میکند.
این متن به دلیل استفاده از واژگان و تشبیههای پیچیده و کهن، نیازمند درک ادبی نسبتاً بالایی است. همچنین، مفاهیم مدح و ستایش ممکن است برای مخاطبان جوانتر چندان جذاب یا قابل درک نباشد.
قطعه ۱۲۰ - وجیه دین محمد امیر اسماعیل
وجیه دین محمد امیر اسماعیل
که رزق خلق خدا را کف تو گشت کفیل ۱
گشاده است ز دست تو دجله احسان
چنانچه چشمه زمزم ز پای اسماعیل ۲
سواد باصره سائلان کند روشن
ز دور گرد سپاه سخایت از صد میل ۳
بسان قطعه یاقوت قطعه منظوم
که بود بر گهر نجم ثاقبش تفضیل ۴
به حضرت تو فرستادم و عطای جواب
نیافتم که به پیش من آن عطاست جزیل ۵
بنات بکر سراپرده ضمیر رهی
اگر چه پیشت از آن بار بودهاند ذلیل ۶
به ردرگه تو دگر باره آمدند مگر
کنند دیده به کحل قبول خواجه کحیل ۷
تو را که در همه با بی سعادت است رفیق
به هر طرف که خرامی خدای باد دلیل ۸
که رزق خلق خدا را کف تو گشت کفیل ۱
گشاده است ز دست تو دجله احسان
چنانچه چشمه زمزم ز پای اسماعیل ۲
سواد باصره سائلان کند روشن
ز دور گرد سپاه سخایت از صد میل ۳
بسان قطعه یاقوت قطعه منظوم
که بود بر گهر نجم ثاقبش تفضیل ۴
به حضرت تو فرستادم و عطای جواب
نیافتم که به پیش من آن عطاست جزیل ۵
بنات بکر سراپرده ضمیر رهی
اگر چه پیشت از آن بار بودهاند ذلیل ۶
به ردرگه تو دگر باره آمدند مگر
کنند دیده به کحل قبول خواجه کحیل ۷
تو را که در همه با بی سعادت است رفیق
به هر طرف که خرامی خدای باد دلیل ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۱۱۹ - اکمل دولت و دین ای شرف منصب تو
گوهر بعدی:قطعه ۱۲۱ - نظام واسطه عقد گوهر آدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.