خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غصههای فراوان و طبع بسته خود میگوید و از حبیبش که داروی مسهل به او داده است، شکایت میکند. او در هر مجلسی که مینشیند، به یاد حبیبش میافتد و از او با عنوان «مردود حبش» یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی پیچیده و استفاده از اصطلاحات قدیمی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
قطعه ۱۰۹ - خورده بودم غصه بسیار و طبعم بسته بود
خورده بودم غصه بسیار و طبعم بسته بود
داد حبی مسلهم فرزند مردود حبش ۱
تا به هر مجلس که بنشینم روانی میرویم
بر سر و بر سبلت و بر ریش مردود حبش ۲
داد حبی مسلهم فرزند مردود حبش ۱
تا به هر مجلس که بنشینم روانی میرویم
بر سر و بر سبلت و بر ریش مردود حبش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۱۰۸ - عاشثی شمعا از آن رو چون منت
گوهر بعدی:قطعه ۱۱۰ - از آبله جرب تن من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.