شاعر در این متن از تجربه دیدن خواجگان (شاید اشاره به افراد متظاهر یا قدرتمندان) به عنوان یک بلا یاد میکند و بیان میکند که عمری در جستجوی رهایی از این بلا بوده است. بهطور اتفاقی، بهدلیل یک بیماری چشمی (رمد)، از دیدن آنها معاف میشود و به گوشهای تاریک پناه میبرد. او اظهار میکند که حتی اگر صد سال دیگر زندگی کند، نخواهد خواست خواجگان بیشتری ببیند و روشنایی دیگری جز این تاریکی نخواهد دید.
متن دارای مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند رنج، انزوا و نقد اجتماعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
قطعه ۲۷ - دیدن خواجگان بلایی بود
بنده عمری ازین بلا میجست ۱
ناگهانش به علت رمدی
دولتی داد اتفاقی دست ۲
رفت در کنج خانهای تاریک
دیده دربست و از بلا وارست ۳
بنده صد سال دیگر ار باشد
بیش ازین خواجگان که اکنون هست ۴
روشنایی جز این نخواهد دید
غیر ازین طرف بر نخواهد بست ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.