خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مخاطب میخواهد در زندگی شاد و آزاد باشد، مانند عشق استاد شود، در برابر سختیها مقاومت کند و در میان مردم با تواضع و فروتنی رفتار کند. همچنین، از مخاطب میخواهد در برابر عشق و هجران، هم شاد و هم غمگین باشد و در نهایت، در جهان کهنه، نو و تازه باقی بماند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۲۵۸ - آن مایی همچو ما دلشاد باش
آنِ مایی هَمچو ما دِلْشاد باش
در گُلِسْتان هَمچو سَرو آزاد باش ۱
چون زِ شاگردانِ عشقی ای ظَریف
در گُشادِ دلْ چو عشقْ اُستاد باش ۲
گَر غمی آید گِلویِ او بگیر
داد ازو بِسْتان امیرِ داد باش ۳
جانِ تو مَست است در بَزمِ اَحَد
تَنْ میانِ خَلْق گو آحاد باش ۴
گاه با شیرینْ چو خُسرو خوش بِخَند
گَهْ زِ هَجْرش کوه کَن فرهاد باش ۵
گَهْ نَشاط اَنگیز هَمچون گُلْشَنَش
گَهْ چو بُلبُل نال و خوش فریاد باش ۶
پیشِ سَروَش چون خُرامَد خاک باش
چون گُلَش عَنْبَر فَشانَد باد باش ۷
حاصل این است ای برادر چون فَلَک
در جهانِ کُهنه نوبُنیاد باش ۸
در میانِ خارها چون خارپُشت
سَر درون و شادمان و راد باش ۹
در گُلِسْتان هَمچو سَرو آزاد باش ۱
چون زِ شاگردانِ عشقی ای ظَریف
در گُشادِ دلْ چو عشقْ اُستاد باش ۲
گَر غمی آید گِلویِ او بگیر
داد ازو بِسْتان امیرِ داد باش ۳
جانِ تو مَست است در بَزمِ اَحَد
تَنْ میانِ خَلْق گو آحاد باش ۴
گاه با شیرینْ چو خُسرو خوش بِخَند
گَهْ زِ هَجْرش کوه کَن فرهاد باش ۵
گَهْ نَشاط اَنگیز هَمچون گُلْشَنَش
گَهْ چو بُلبُل نال و خوش فریاد باش ۶
پیشِ سَروَش چون خُرامَد خاک باش
چون گُلَش عَنْبَر فَشانَد باد باش ۷
حاصل این است ای برادر چون فَلَک
در جهانِ کُهنه نوبُنیاد باش ۸
در میانِ خارها چون خارپُشت
سَر درون و شادمان و راد باش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۵۷ - چون تو شادی بنده گو غم خوار باش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۵۹ - عقل آمد عاشقا خود را بپوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.