خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و عرفانی از نسیم صبح و بوی یار سخن میگوید. شاعر از نسیم میپرسد که این بوی جانفزا از کجا میآید و اشاره میکند که این بوی خوش از خاک کوی یار است. شعر همچنین به موضوعاتی مانند شوق، عشق، دلبستگی و پیامرسانی اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد، اما نوجوانان و بزرگسالان میتوانند از زیبایی و معنای آن لذت ببرند.
غزل ۳۶۱ - ای نسیم صبح بوی جانفزا میآوری
ای نسیم صبح بوی جانفزا میآوری
من نمیدانم که این بوی از کجا میآوری؟ ۱
ای نسیم از خاک کوی یار، حاصل کردهای
تا نپنداری که از باد هوا میآوری ۲
گلبن بارآورش ما را نمیبخشید بوی
هم تو باری کز برش بویی به ما میآوری ۳
گلستان شوق را، نشو و نمایی میدهی
بلبلان بینوا را در نوا میآوری ۴
ناتوانی زانکه راهی بس دراز و پیچ پیچ
از سر زلف جبینم زیر پا میآوری ۵
رفته بود از جا دل ما بازش آوردی بجای
راستی را شرط دلداری بجا میآوری ۶
گرز روی لطف یکدم میکنی در کوی ما
وقت ما چون صبح از آن دم با صفا میآوری ۷
قاصد سلمانی و یکدم نمیگیری قرار
روز و شب یا میبری پیغام یا میآوری ۸
من نمیدانم که این بوی از کجا میآوری؟ ۱
ای نسیم از خاک کوی یار، حاصل کردهای
تا نپنداری که از باد هوا میآوری ۲
گلبن بارآورش ما را نمیبخشید بوی
هم تو باری کز برش بویی به ما میآوری ۳
گلستان شوق را، نشو و نمایی میدهی
بلبلان بینوا را در نوا میآوری ۴
ناتوانی زانکه راهی بس دراز و پیچ پیچ
از سر زلف جبینم زیر پا میآوری ۵
رفته بود از جا دل ما بازش آوردی بجای
راستی را شرط دلداری بجا میآوری ۶
گرز روی لطف یکدم میکنی در کوی ما
وقت ما چون صبح از آن دم با صفا میآوری ۷
قاصد سلمانی و یکدم نمیگیری قرار
روز و شب یا میبری پیغام یا میآوری ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۰ - نصیحت میکند هر دم مرا زاهد به مستوری
گوهر بعدی:غزل ۳۶۲ - رفتی از دست من ای یار و نه آن شهبازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.