خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از رهایی از توبه و روی آوردن به مینوشی سخن میگوید. او از عشق، مستی، و رهایی از قیدوبندهای دنیوی صحبت میکند و به مفاهیمی مانند عرفان، معنویت، و عشق الهی اشاره دارد. همچنین، شاعر به نقد زهد و ریاکاری میپردازد و ارزش عشق را برتر از دنیا و عقبی میداند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوان قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مستی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۳۳۸ - صوفی ز سر توبه شد با سر پیمانه
صوفی ز سر توبه شد با سر پیمانه
رخت و بنه از مسجد آورد به میخانه ۱
هر صورت آبادان کز باده شود ویران
معموره معنی دان یعنی چه که ویرانه ۲
سودی ندهد تو به زان می که بود ساقی
در دور ازل با ما پیموده به پیمانه ۳
دانی که کند مستی در پایه سرمستی
مردی ز سر هستی برخاسته مردانه ۴
در صومعه با صوفی دارم سر می خوردن
ناصح سر خم برکن بر نه سر افسانه ۵
ما را کشش زلفت صد دام جوی ارزد
زنهار که نفروشی آن دام به صد دانه ۶
در هم گسلم هر دم از دست تو زنجیری
زنجیر کجا دارد پای من دیوانه ۷
چون شمع سری دارم بر باد هوا رفته
جانی و بخود هیچش پروانه چو پروانه ۸
زاهد به دعا عقبی خواهد دگری دنیا
هرکس پی مقصودی سلمان پی جانانه ۹
رخت و بنه از مسجد آورد به میخانه ۱
هر صورت آبادان کز باده شود ویران
معموره معنی دان یعنی چه که ویرانه ۲
سودی ندهد تو به زان می که بود ساقی
در دور ازل با ما پیموده به پیمانه ۳
دانی که کند مستی در پایه سرمستی
مردی ز سر هستی برخاسته مردانه ۴
در صومعه با صوفی دارم سر می خوردن
ناصح سر خم برکن بر نه سر افسانه ۵
ما را کشش زلفت صد دام جوی ارزد
زنهار که نفروشی آن دام به صد دانه ۶
در هم گسلم هر دم از دست تو زنجیری
زنجیر کجا دارد پای من دیوانه ۷
چون شمع سری دارم بر باد هوا رفته
جانی و بخود هیچش پروانه چو پروانه ۸
زاهد به دعا عقبی خواهد دگری دنیا
هرکس پی مقصودی سلمان پی جانانه ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۷ - سرو سهی که کارش بالا بود همیشه
گوهر بعدی:غزل ۳۳۹ - باز بیمار خودم ساختی و خوش کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.