خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از مولانا یا شاعری مشابه، درباره عشق و رندی و رهایی از تعلقات دنیوی است. شاعر از ضرورت همراهی با یار رند، مستی از عشق، گذشتن از خود و هستی، و رسیدن به حقیقت سخن میگوید. مضامینی مانند عرفان، عشق الهی، و انتقاد از زهد خشک در آن دیده میشود.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی اشارات به مستی (بهعنوان نماد عرفانی) ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد تا سوءبرداشت نشود.
غزل ۳۱۳ - یار ما رندست و با او یار میباید شدن
یار ما رندست و با او یار میباید شدن
غمزهاش مست است هان، هوشیار میباید شدن ۱
تا ز لعل آتشین بر ما فشاند جرعهای
سالها خاک در خمار میباید شدن ۲
بر سر انکار ما گر رفت زاهد باش گو
عاشقان را در سر این کار میباید شدن ۳
در صوامع خود پرستان را چه سود از زهد خشک
پای کوبان بر سر بازار میباید شدن ۴
نامه چنگت همی باید شنید از گوش سر
محرم این پرده اسرار میباید شدن ۵
هفت عضو دیده را میبایدت شستن به آب
بعد از آنت طالب دیدار میباید شدن ۶
با تو تا مویی ز هستی هست هستی در حجاب
بر سر کویش قلندر وار میباید شدن ۷
من نمیرفتم به کویش دل کشید آنجا مرا
هر کجا دل میکشد ناچار میباید شدن ۸
آه من بیدار میدارد همه شب خلق را
خلق را از آه من بیدار میباید شدن ۹
گر تو میخواهی که در چشم آیی ای سلمان چو اشک
اولت در چشم مردم خوار میباید شدن ۱۰
غمزهاش مست است هان، هوشیار میباید شدن ۱
تا ز لعل آتشین بر ما فشاند جرعهای
سالها خاک در خمار میباید شدن ۲
بر سر انکار ما گر رفت زاهد باش گو
عاشقان را در سر این کار میباید شدن ۳
در صوامع خود پرستان را چه سود از زهد خشک
پای کوبان بر سر بازار میباید شدن ۴
نامه چنگت همی باید شنید از گوش سر
محرم این پرده اسرار میباید شدن ۵
هفت عضو دیده را میبایدت شستن به آب
بعد از آنت طالب دیدار میباید شدن ۶
با تو تا مویی ز هستی هست هستی در حجاب
بر سر کویش قلندر وار میباید شدن ۷
من نمیرفتم به کویش دل کشید آنجا مرا
هر کجا دل میکشد ناچار میباید شدن ۸
آه من بیدار میدارد همه شب خلق را
خلق را از آه من بیدار میباید شدن ۹
گر تو میخواهی که در چشم آیی ای سلمان چو اشک
اولت در چشم مردم خوار میباید شدن ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۲ - چندان فتاد ما را، کار از شراب خوردن
گوهر بعدی:غزل ۳۱۴ - خواهیم چون زلیخا، یوسف رخی گزیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.