خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد هجران و دوری یوسف و پنهانکردن روی از مردم خود شکایت میکند و از پریشانی خاطر مینالد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۳۰۸ - تا کی آخر خاطر اندر بند هجران داشتن؟
تا کی آخر خاطر اندر بند هجران داشتن؟
یوسف جان عزیزان را به زندان داشتن ۱
تا کی ای نور بصر کردن نظر با دیگران
همچو چشم از مردم خود روی پنهان داشتن ۲
چند کردن روی در مشتی پریشان همچو زلف
زان سبب مجموع را خاطر پریشان داشتن ۳
یوسف جان عزیزان را به زندان داشتن ۱
تا کی ای نور بصر کردن نظر با دیگران
همچو چشم از مردم خود روی پنهان داشتن ۲
چند کردن روی در مشتی پریشان همچو زلف
زان سبب مجموع را خاطر پریشان داشتن ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۷ - من هشیار با مستان ندارم روی بنشستن
گوهر بعدی:غزل ۳۰۹ - نخواهم از سر کویش، به صد چندین جفا رفتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.