خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رهایی و آرامش خود در کنار دوستان و دور از دغدغههای دنیوی سخن میگوید. او از جفاهای آسمان، تعلقات مادی، و نگرانیهای دیگران دوری کرده و در عوض، به سادگی و لذتهای زندگی مانند بادهنوشی و دوستیها پرداخته است. همچنین، او به انتقاد از زاهدان و دنیاگرایان میپردازد و برتری حال خود را در مقایسه با آنان بیان میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف باده و نقد زهدگرایی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تحلیل داشته باشد.
غزل ۲۹۸ - ما به دور باده در کوی مغان آسودهایم
ما به دور باده در کوی مغان آسودهایم
از جفا و جور و دور آسمان آسودهایم ۱
در حضور ما نمیگنجد گرانی جز قدح
راستی ما از حضور این گران آسودهایم ۲
زاهدم گوید که فردا خواهم آسود از بهشت
گو: برو زاهد بیاسا ما از آن آسودهایم ۳
چرخ در کار زمین است و زمین در بار چرخ
هر یکی را حالتی ما در میان آسودهایم ۴
هر که را میبینم از کار جهان در محنت است
کار ما داریم کز کار جهان آسودهایم ۵
پیش از این از کبر اگر سودیم سر بر آسمان
بر زمین یکسر نهادیم این زمان آسودهایم ۶
صدر جوی بارگاه قرب میگردد به جان
بر بساط عجز و ما بر آستان آسودهایم ۷
زین دو قرص گرم و سرد هفت خوان آسمان
کس نیاسودست و ما زین هفت خوان آسودهایم ۸
دوستان از بوستان جویند سلمان میوهها
ما به انفاس نسیم بوستان آسودهایم ۹
از جفا و جور و دور آسمان آسودهایم ۱
در حضور ما نمیگنجد گرانی جز قدح
راستی ما از حضور این گران آسودهایم ۲
زاهدم گوید که فردا خواهم آسود از بهشت
گو: برو زاهد بیاسا ما از آن آسودهایم ۳
چرخ در کار زمین است و زمین در بار چرخ
هر یکی را حالتی ما در میان آسودهایم ۴
هر که را میبینم از کار جهان در محنت است
کار ما داریم کز کار جهان آسودهایم ۵
پیش از این از کبر اگر سودیم سر بر آسمان
بر زمین یکسر نهادیم این زمان آسودهایم ۶
صدر جوی بارگاه قرب میگردد به جان
بر بساط عجز و ما بر آستان آسودهایم ۷
زین دو قرص گرم و سرد هفت خوان آسمان
کس نیاسودست و ما زین هفت خوان آسودهایم ۸
دوستان از بوستان جویند سلمان میوهها
ما به انفاس نسیم بوستان آسودهایم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۷ - ما روی دل به خانه خمار کردهایم
گوهر بعدی:غزل ۲۹۹ - از سر کوی تو ما بی سر و سامان رفتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.