خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات عمیق عاشقانه، صبر و تحمل در راه عشق، و ارتباط معنوی با معشوق میپردازد. شاعر از عشق و اشتیاق خود سخن میگوید و از تأثیرات آن بر روح و جان خود یاد میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند فنا در عشق و رسیدن به حقیقت دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا به خوبی درک شوند.
غزل ۲۵۷ - چون تحمل میکند تن صحبت پیراهنش
چون تحمل میکند تن صحبت پیراهنش
چون کند افتاده است آن این زمان در گردنش؟ ۱
دست در گردن که یار کرد با او یا که یافت
جز ره پیراهن دولت زهی پیراهنش ۲
سوختم در آتشش چون عود و زانم بیم نیست
بیم آن دارم که دود من بگیرد دامنش ۳
قوت صبرم چو کوهی بود از آن کاهی نماند
بس که عشقش میدهد بر باد جو جو خرمنش ۴
هر دم از شوق تو عارف میدهد جانی چو جام
باز ساقی میکند روشن روانی در تنش ۵
حاجی ار در کوی او یابد مقامی از حرم
روی بر تابد بگردد بعد از آن پیراهنش ۶
جست دل راهی کزان ره پیش باز آید نهان
بر دو چشم انگشت را بنمود راهی روشنش ۷
من غبار راه یارم یار چون آب حیات
شکر ایزد را که بر خاطر نمیآید منش ۸
یار میجویی رفیق توست و اینک میرود
خیز همچون گرد سلمان دست در گردن زنش ۹
چون کند افتاده است آن این زمان در گردنش؟ ۱
دست در گردن که یار کرد با او یا که یافت
جز ره پیراهن دولت زهی پیراهنش ۲
سوختم در آتشش چون عود و زانم بیم نیست
بیم آن دارم که دود من بگیرد دامنش ۳
قوت صبرم چو کوهی بود از آن کاهی نماند
بس که عشقش میدهد بر باد جو جو خرمنش ۴
هر دم از شوق تو عارف میدهد جانی چو جام
باز ساقی میکند روشن روانی در تنش ۵
حاجی ار در کوی او یابد مقامی از حرم
روی بر تابد بگردد بعد از آن پیراهنش ۶
جست دل راهی کزان ره پیش باز آید نهان
بر دو چشم انگشت را بنمود راهی روشنش ۷
من غبار راه یارم یار چون آب حیات
شکر ایزد را که بر خاطر نمیآید منش ۸
یار میجویی رفیق توست و اینک میرود
خیز همچون گرد سلمان دست در گردن زنش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۶ - آنکه از جان دوستتر میدارمش
گوهر بعدی:غزل ۲۵۸ - نعره زنان آمدم بر در میخانه دوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.