خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند توبه ریایی، پادشاهی درویشان، قناعت، عشق و رهایی از ظواهر فریبنده میپردازد. شاعر از رنگهای فریبنده دنیا دوری میجوید و به عشق و جمال حقیقی روی میآورد، جایی که با افزایش عشق، احساس میکند عمرش نیز فزونی مییابد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۶ - از توبه ریایی، کاری نمیگشاید
از توبه ریایی، کاری نمیگشاید
وز ملک و پادشاهی، چیزی نمیفزاید ۱
در ملک فقر دارد، درویش پادشاهی
قانع به هر چه باشد، راضی به هر چه آید ۲
دلق کبود خواهم، کردن به باد گلگون
کاین رنگ زرقم از دل، زنگی نمیزداید ۳
بردار برقع از رو، کایینه درونم
جز صورت جمالت نقشی نمینماید ۴
عشق است هر دم افزون، گویی که هر چه ما را
از عمر میشود کم در عشق میفزاید ۵
وز ملک و پادشاهی، چیزی نمیفزاید ۱
در ملک فقر دارد، درویش پادشاهی
قانع به هر چه باشد، راضی به هر چه آید ۲
دلق کبود خواهم، کردن به باد گلگون
کاین رنگ زرقم از دل، زنگی نمیزداید ۳
بردار برقع از رو، کایینه درونم
جز صورت جمالت نقشی نمینماید ۴
عشق است هر دم افزون، گویی که هر چه ما را
از عمر میشود کم در عشق میفزاید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۵ - بگو ای ماه تا ساقی ز می مجلس بیاراید
گوهر بعدی:غزل ۲۲۷ - چو چشمت هرگزم چشمی به چشمم در نمیآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.