خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از آینه و شانه به عنوان نمادهایی برای بیان عشق خود استفاده میکند و زیبایی معشوق را با عناصر طبیعت مانند گل و سپیده دم مقایسه میکند. در نهایت، شاعر عشق را به عنوان دروازهٔ سعادت میستاید.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۲۴ - مرا از آینهٔ سخت روی سخت آید
مرا از آینهٔ سخت روی سخت آید
که در برابر روی تو روی بنماید ۱
چو شانه دست به دندان اگر برم شاید
که شانه در سر زلف تو دست میساید ۲
لطیفهایست دهان تو تا که دریابد
دقیقهایست میان تو تا که بگشاید ۳
عروس گل ز جمال تو چون خجل نشود
سپیده دم که به گلگونه رخ بیاراید ۴
سر مراز سعادت به دولت عشقت
جز آستان درت هیچ در نمیباید ۵
عروس خاطر سلمان که با لبت پیوند
کند هر آیینه زین گونه گوهری زاید ۶
که در برابر روی تو روی بنماید ۱
چو شانه دست به دندان اگر برم شاید
که شانه در سر زلف تو دست میساید ۲
لطیفهایست دهان تو تا که دریابد
دقیقهایست میان تو تا که بگشاید ۳
عروس گل ز جمال تو چون خجل نشود
سپیده دم که به گلگونه رخ بیاراید ۴
سر مراز سعادت به دولت عشقت
جز آستان درت هیچ در نمیباید ۵
عروس خاطر سلمان که با لبت پیوند
کند هر آیینه زین گونه گوهری زاید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۳ - پیر من از میکده بویی شنید
گوهر بعدی:غزل ۲۲۵ - بگو ای ماه تا ساقی ز می مجلس بیاراید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.