خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به جستجوی فردی خاص به نام شمس الدین تبریز میپردازد که در میان حاضران نیست. او از زیبایی و تأثیر این فرد سخن میگوید و از اینکه جهان کفوی برای او نمییابد، اظهار تأسف میکند. شاعر همچنین از عشق آسمان به زمین و القاب شمس الدین تبریز یاد میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
غزل ۱۲۳۵ - نگاری را که میجویم به جانش
نِگاری را که میجویَم به جانش
نمیبینم میانِ حاضرانَش ۱
کجا رفت او؟ میانِ حاضران نیست
دَرین مَجْلِس نمیبینم نِشانَش ۲
نَظَر میاَفکَنم هر سو و هر جا
نمیبینم اثر از گُلْسِتانَش ۳
مُسلمانان کجا شُد نامْداری
که میدیدم چو شَمعْ اَنْدَر میانَش؟ ۴
بِگو نامَش که هر کِه نامِ او گفت
به گور اَنْدَر نَپوسَد استخوانَش ۵
خُنُک آن را که دستِ او بِبوسید
به وَقتِ مرگْ شیرین شُد دَهانش ۶
زِ رویَش شُکر گویم یا زِ خویَش؟
که کُفوِ او نمیبیند جَهانَش ۷
زمینی گَر نیابد شکلِ او چیست؟
که میگردد دَرین عشقْ آسْمانَش ۸
بگو اَلْقابِ شَمسُ الدّینِ تبریز
مَدار از گوشِ مُشتاقانْ نَهانَش ۹
نمیبینم میانِ حاضرانَش ۱
کجا رفت او؟ میانِ حاضران نیست
دَرین مَجْلِس نمیبینم نِشانَش ۲
نَظَر میاَفکَنم هر سو و هر جا
نمیبینم اثر از گُلْسِتانَش ۳
مُسلمانان کجا شُد نامْداری
که میدیدم چو شَمعْ اَنْدَر میانَش؟ ۴
بِگو نامَش که هر کِه نامِ او گفت
به گور اَنْدَر نَپوسَد استخوانَش ۵
خُنُک آن را که دستِ او بِبوسید
به وَقتِ مرگْ شیرین شُد دَهانش ۶
زِ رویَش شُکر گویم یا زِ خویَش؟
که کُفوِ او نمیبیند جَهانَش ۷
زمینی گَر نیابد شکلِ او چیست؟
که میگردد دَرین عشقْ آسْمانَش ۸
بگو اَلْقابِ شَمسُ الدّینِ تبریز
مَدار از گوشِ مُشتاقانْ نَهانَش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۳۴ - قضا آمد شنو طبل نفیرش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۳۶ - برفتم دی به پیشش سخت پرجوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.