خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و مستی و حالات روحی خود سخن میگوید. او از معشوق خود تمجید کرده و از حالات روحی و احساسات خود در این رابطه صحبت میکند. شاعر همچنین از مفاهیمی مانند مستی، عشق، و حالات روحی عمیق استفاده میکند تا احساسات خود را بیان کند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی داشته باشد.
غزل ۱۲۳۱ - وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش
وَقتَت خوش وَقتَت خوش حَلْوایی و شِکَّرکَش
جمشید تو را چاکر خورشید تو را مَفْرَش ۱
بُخْرام بیا کین دَمْ وَاللّهْ که نمیگُنجَد
نی میوه و نی شیوه نی چَرخ و مَهِ مَهْ وَش ۲
جُز ما و تو و جامی دریا کَفِ خوش نامی
چون دیگ مَجوش از غم چون ریگْ بیا دَرکَش ۳
زان سویْ چو بُگْذشتم شش پنج زَنَش گشتم
یا رَب که چهها دارد زان جانِبِ پنج و شش ۴
ناساخته افتادم در دامِ تو ای خوش دَم
ای باده در باده ای آتشِ در آتش ۵
نی بس کُن و نی بس کُن خود را همه اَخْرَس کُن
کین نیست قَراءاتی کِش فهم کُند اَخْفَش ۶
جمشید تو را چاکر خورشید تو را مَفْرَش ۱
بُخْرام بیا کین دَمْ وَاللّهْ که نمیگُنجَد
نی میوه و نی شیوه نی چَرخ و مَهِ مَهْ وَش ۲
جُز ما و تو و جامی دریا کَفِ خوش نامی
چون دیگ مَجوش از غم چون ریگْ بیا دَرکَش ۳
زان سویْ چو بُگْذشتم شش پنج زَنَش گشتم
یا رَب که چهها دارد زان جانِبِ پنج و شش ۴
ناساخته افتادم در دامِ تو ای خوش دَم
ای باده در باده ای آتشِ در آتش ۵
نی بس کُن و نی بس کُن خود را همه اَخْرَس کُن
کین نیست قَراءاتی کِش فهم کُند اَخْفَش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۳۰ - جانم به چه آرامد ای یار؟ به آمیزش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۳۲ - هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.