خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از رازهای دل، عشق، مستی و دیوانگی سخن میگوید. او از غم و سوز عشق، هجران و نالههای شبانه مینالد و به زیباییهای معشوق و تأثیرات عشق بر دل اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد یا نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند 'مستی' و 'دیوانگی' ممکن است برای سنین پایین نامناسب تلقی شود.
غزل ۱۰۱ - آب چشمم راز دل، یک یک، به مردم، باز گفت
آب چشمم راز دل، یک یک، به مردم، باز گفت
عاشقی و مستی و دیوانگی، نتوان نهفت ۱
پرده عشاق را برداشت مطرب در سماع
گو فرو مگذار، تا پیدا شود، راز نهفت ۲
لذت سوز غمش، جز سینه بریان نیافت
گوهر راز دلم، جز دیده گریان نسفت ۳
تا خم ابروی شوخ او، به پیشانی است، طاق
در سر زلفش، دل من، با پریشانی است جفت ۴
دست هجرانت، مرا در سینه، خار غم نشاند
تا ازین خار غمم دیگر چه گل خواهد شکفت ۵
زینهار از ناله شبهای من، بیدار باش
کین زمان شبهاست، تا از ناله من کس نخفت ۶
در صفات عارضت، تا نقش میبندد خیال
کس سخن نازکتر و رنگین تر از سلمان نگفت ۷
عاشقی و مستی و دیوانگی، نتوان نهفت ۱
پرده عشاق را برداشت مطرب در سماع
گو فرو مگذار، تا پیدا شود، راز نهفت ۲
لذت سوز غمش، جز سینه بریان نیافت
گوهر راز دلم، جز دیده گریان نسفت ۳
تا خم ابروی شوخ او، به پیشانی است، طاق
در سر زلفش، دل من، با پریشانی است جفت ۴
دست هجرانت، مرا در سینه، خار غم نشاند
تا ازین خار غمم دیگر چه گل خواهد شکفت ۵
زینهار از ناله شبهای من، بیدار باش
کین زمان شبهاست، تا از ناله من کس نخفت ۶
در صفات عارضت، تا نقش میبندد خیال
کس سخن نازکتر و رنگین تر از سلمان نگفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۰ - از سر دنیا و دین، مردانه در خواهم گذشت
گوهر بعدی:غزل ۱۰۲ - هر که با، عشق آشنا شد، زحمت جان، بر نتافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.