خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید و بیان میکند که حاضر است از همه چیز بگذرد و حتی جان خود را فدا کند تا به معشوق برسد. او از مستی و بیخودی در عشق میگوید و تأکید میکند که هرگز از این راه بازنمیگردد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۰۰ - از سر دنیا و دین، مردانه در خواهم گذشت
از سر دنیا و دین، مردانه در خواهم گذشت
مست و لایعقل، به کوی یار، بر خواهم گذشت ۱
جان سپر کردم به پیشش، پیش از آن کاندر غمش
بگذرد تیر از سپر زیر سپر خواهم گذشت ۲
از هوا، باد صبا جان میدهد در کوی دوست
در هوا داری من از باد سحر، خواهم گذشت ۳
بعد ازین، من بر خط سودای خوبان چون قلم
گر قدم خواهم نهاد، اول ز سر خواهم گذشت ۴
عمر من در کوی او با یک دم افتاد، ای رقیب
چند گویی در گذر یکدم که در خواهم گذشت ۵
مست و لایعقل، به کوی یار، بر خواهم گذشت ۱
جان سپر کردم به پیشش، پیش از آن کاندر غمش
بگذرد تیر از سپر زیر سپر خواهم گذشت ۲
از هوا، باد صبا جان میدهد در کوی دوست
در هوا داری من از باد سحر، خواهم گذشت ۳
بعد ازین، من بر خط سودای خوبان چون قلم
گر قدم خواهم نهاد، اول ز سر خواهم گذشت ۴
عمر من در کوی او با یک دم افتاد، ای رقیب
چند گویی در گذر یکدم که در خواهم گذشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۹ - بر دل من تا خیال آن پری پیکر، گذشت
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱ - آب چشمم راز دل، یک یک، به مردم، باز گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.