خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رهایی از خود و عقل و پیوستن به عشق الهی سخن میگوید. او بیان میکند که اگر از قید و بندهای دنیوی رها شود، به آرامش و وصال با معشوق حقیقی میرسد. در این مسیر، از همه تعلقات دنیوی میبرد و به جایگاه والایی در بهشت نعیم دست مییابد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۲۰ - گر ز خود و عقل خود یکدو نفس رستمی
گر ز خود و عقل خود یکدو نفس رستمی
دست و دل و پای عشق هر دو بهم بستمی ۱
رو بخدا کردمی دل بخدا دادمی
رسته ز کون و مکان نیستمی هستمی ۲
پی بازل بردمی آب بقا خوردمی
عمر ابر بردمی دست فنا بستمی ۳
با همهٔ بی همه، هم همهٔ نی همه
از همه بگسستمی با همه پیوستمی ۴
دل ز جهان کندمی رسته ز هر بندمی
از پل دوزخ چه باد رفتمی و جستمی ۵
از درکات جحیم با خبر و بیخبر
در عرفات نعیم سر خوش بنشستمی ۶
باده شراب طهور آن می غلمان و حور
منزل قصر بلور امن و امان نشتمی ۷
باده نوشیدمی خرقه فروشید می
حله بپوشید می تاج و کمر بستمی ۸
فیض ز دامانم ار دست فراداشتی
نی دل او خستمی نی شده پا بستمی ۹
دست و دل و پای عشق هر دو بهم بستمی ۱
رو بخدا کردمی دل بخدا دادمی
رسته ز کون و مکان نیستمی هستمی ۲
پی بازل بردمی آب بقا خوردمی
عمر ابر بردمی دست فنا بستمی ۳
با همهٔ بی همه، هم همهٔ نی همه
از همه بگسستمی با همه پیوستمی ۴
دل ز جهان کندمی رسته ز هر بندمی
از پل دوزخ چه باد رفتمی و جستمی ۵
از درکات جحیم با خبر و بیخبر
در عرفات نعیم سر خوش بنشستمی ۶
باده شراب طهور آن می غلمان و حور
منزل قصر بلور امن و امان نشتمی ۷
باده نوشیدمی خرقه فروشید می
حله بپوشید می تاج و کمر بستمی ۸
فیض ز دامانم ار دست فراداشتی
نی دل او خستمی نی شده پا بستمی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۱۹ - در دیدهام چه نور روانست آن یکی
گوهر بعدی:غزل ۹۲۱ - ای که خواهی دل ما را بجافاها شکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.