خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج عاشق از جفاهای معشوق و اشتیاق فراوان او به وصال است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و احساسی، مانند بهار، می انگور، و لب شیرین، عمق احساسات خود را نشان میدهد. همچنین، در ابیاتی از شعر، مفاهیم عرفانی مانند فنا در عشق و شوق وصال به چشم میخورد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارند.
غزل ۸۵۶ - کی پسندی تو جفا بر من مسکین کی کی
کی پسندی تو جفا بر من مسکین کی کی
تو و اندیشه ین کار خدا را هی هی ۱
معدن مهر و وفا ز آنکه ازو جور و جفا
حاشلله کی آید ز تو اینها کی کی ۲
دردیم وعدهٔ وصلت ببهار اندازی
باز چون فصل بهار آید گوئی دی دی ۳
زخم بر من زنی و دست من آلوده کنی
تا چه گویند که زد زخم بگوئی وی وی ۴
بس که با ناله و زاری دل من خو کرده است
چون شوم خاک نروید ز گل من جز نی ۵
می انگور نخواهم که بود تلخ و پلید
لب شیرین تو خواهم بمکم پی در پی ۶
جرعهٔ از لب لعلت اگرم دست دهد
تا ابد موی بمویم همه گوید می می ۷
گر بخاکم گذری رقص کنان برخیزم
وز سر شوق زنم نعرهٔ یاحی یاحی ۸
هی و هوئی بکن ای فیض بود کز طرفی
ناگهان بر سرت آید که رسیدم هی هی ۹
تو و اندیشه ین کار خدا را هی هی ۱
معدن مهر و وفا ز آنکه ازو جور و جفا
حاشلله کی آید ز تو اینها کی کی ۲
دردیم وعدهٔ وصلت ببهار اندازی
باز چون فصل بهار آید گوئی دی دی ۳
زخم بر من زنی و دست من آلوده کنی
تا چه گویند که زد زخم بگوئی وی وی ۴
بس که با ناله و زاری دل من خو کرده است
چون شوم خاک نروید ز گل من جز نی ۵
می انگور نخواهم که بود تلخ و پلید
لب شیرین تو خواهم بمکم پی در پی ۶
جرعهٔ از لب لعلت اگرم دست دهد
تا ابد موی بمویم همه گوید می می ۷
گر بخاکم گذری رقص کنان برخیزم
وز سر شوق زنم نعرهٔ یاحی یاحی ۸
هی و هوئی بکن ای فیض بود کز طرفی
ناگهان بر سرت آید که رسیدم هی هی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۵۵ - از دست شد ز شوقت دستی بر این دلم نه
گوهر بعدی:غزل ۸۵۷ - بیا ساقی بده جامی از آن می
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.