خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن یک درخواست عارفانه و عاشقانه از معشوق (یا خداوند) است که از او میخواهد دلهای خسته را شاد کند، سختیها را گوارا سازد و با کرم خود ناخوشیها را به خوشی تبدیل کند. شاعر خود را وابسته به لطف معشوق میداند و خواهان پذیرش و رضایت اوست.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۷۴۸ - بغم خویش دل ما خوش کن
بغم خویش دل ما خوش کن
خستگانرا بمدارا خوش کن ۱
از فلک هر چه بما میآید
تو گوارا کن و بر ما خوش کن ۲
دل ما را بقضا کن راضی
خاطر ما به بلاها خوش کن ۳
من اگر قابلم ار ناقابل
تو قبولم کن و بدرا خوش کن ۴
گر تقاضای قبولت باید
اولم پس بتمنا خوش کن ۵
پایم ار نیست بسویت آیم
بسرم آی و سراپا خوش کن ۶
خوش و ناخوش بخوشی دار مرا
ناخوشیها بخوشیها خوش کن ۷
فیض را نیست بغیر از تو کسی
بدیش را بکرمها خوش کن ۸
خستگانرا بمدارا خوش کن ۱
از فلک هر چه بما میآید
تو گوارا کن و بر ما خوش کن ۲
دل ما را بقضا کن راضی
خاطر ما به بلاها خوش کن ۳
من اگر قابلم ار ناقابل
تو قبولم کن و بدرا خوش کن ۴
گر تقاضای قبولت باید
اولم پس بتمنا خوش کن ۵
پایم ار نیست بسویت آیم
بسرم آی و سراپا خوش کن ۶
خوش و ناخوش بخوشی دار مرا
ناخوشیها بخوشیها خوش کن ۷
فیض را نیست بغیر از تو کسی
بدیش را بکرمها خوش کن ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴۷ - خدایا مرا از من آزاد کن
گوهر بعدی:غزل ۷۴۹ - از هوس بگذر و دل پاک از آلایش کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.