خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن یک دعا یا مناجات عرفانی است که در آن گوینده از خداوند میخواهد تا او را از خودش آزاد کند، قلب و روحش را با عشق الهی زنده نگه دارد، او را از شر شیطان و نفس اماره حفظ کند، و او را به سمت فردوس و علم لدنی هدایت نماید. همچنین، درخواست میکند که خداوند غم و اندوه را از او دور کرده و سینهاش را شاد کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و معنوی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات عرفانی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آگاهی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۷۴۷ - خدایا مرا از من آزاد کن
خدایا مرا از من آزاد کن
ضمیرم بعشق خود آباد کن ۱
سرم را بیاد خودت زنده کن
روان مرا منبع یاد کن ۲
بروی خودت باز کن دیدهام
دلم را بنظارهات شاد کن ۳
خرابم کن از مستی و بیخودی
وجودم بویرانی آباد کن ۴
بفردوس اعلام راهی نما
بعلم لدنیم ارشاد کن ۵
درونم باسرار معمور دار
برونم بطاعات آباد کن ۶
ز شیطان و نفسم پناهی بده
ز جور اعادیم آزاد کن ۷
بس اندوه و غم بر سر هم نشست
گشادی بده سینه را شاد کن ۸
بود فیض دربند خود تا بکی
خدایا دلی از من آزاد کن ۹
ضمیرم بعشق خود آباد کن ۱
سرم را بیاد خودت زنده کن
روان مرا منبع یاد کن ۲
بروی خودت باز کن دیدهام
دلم را بنظارهات شاد کن ۳
خرابم کن از مستی و بیخودی
وجودم بویرانی آباد کن ۴
بفردوس اعلام راهی نما
بعلم لدنیم ارشاد کن ۵
درونم باسرار معمور دار
برونم بطاعات آباد کن ۶
ز شیطان و نفسم پناهی بده
ز جور اعادیم آزاد کن ۷
بس اندوه و غم بر سر هم نشست
گشادی بده سینه را شاد کن ۸
بود فیض دربند خود تا بکی
خدایا دلی از من آزاد کن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴۶ - بکفافی دلا قناعت کن
گوهر بعدی:غزل ۷۴۸ - بغم خویش دل ما خوش کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.