خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر وابستگی کامل شاعر به معشوق یا معبود است. شاعر خود را کاملاً تسلیم معشوق میداند و درمان دردها و پایان راه خود را در او میبیند. او حاضر است همه چیز، حتی جان خود را فدای معشوق کند و بدون او خود را بیسر و بیجان میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 15 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۷۲۰ - ای که درد مرا توئی درمان
ای که درد مرا توئی درمان
ای که راه مرا توئی پایان ۱
کمر خدمتت بدل بستم
هرچه گوئی بجان برم فرمان ۲
دادهام تن بخدمت تو بدل
دادهام دل بطاعت تو بجان ۳
هرچه خواهی بیار بر سر من
یکدمم از درت ولیک مران ۴
بخیال تو زنده است این سر
بهوای تو زنده است این جان ۵
گر نه در سر خیال تست مقیم
ورنه در جان هوای تست روان ۶
نیستم من به جز تن بی سر
نیستم غیر قالب بی جان ۷
یکدم ار وصل تو دهد دستم
میدهم در بهاش جان و جهان ۸
نه جهان خواهم و نه جان جانا
هم جهان فیض را توئی هم جان ۹
ای که راه مرا توئی پایان ۱
کمر خدمتت بدل بستم
هرچه گوئی بجان برم فرمان ۲
دادهام تن بخدمت تو بدل
دادهام دل بطاعت تو بجان ۳
هرچه خواهی بیار بر سر من
یکدمم از درت ولیک مران ۴
بخیال تو زنده است این سر
بهوای تو زنده است این جان ۵
گر نه در سر خیال تست مقیم
ورنه در جان هوای تست روان ۶
نیستم من به جز تن بی سر
نیستم غیر قالب بی جان ۷
یکدم ار وصل تو دهد دستم
میدهم در بهاش جان و جهان ۸
نه جهان خواهم و نه جان جانا
هم جهان فیض را توئی هم جان ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۱۹ - بر دل تنگ ما فضای جهان
گوهر بعدی:غزل ۷۲۱ - نیست چو من واپسی در همه واپسان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.