خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از رحمت و بخشش الهی سخن می‌گوید و با استفاده از تمثیل‌ها و تصاویر شاعرانه، مفاهیم صبر، رحمت، و بخشش را بیان می‌کند. در بخشی از شعر، داستانی از یک شاه کریم نقل می‌شود که به خانه‌ای فقیرانه می‌رسد و با بخشش خود، زندگی ساکنان آن را دگرگون می‌کند. این داستان به عنوان نمادی از رحمت الهی و تأثیر بخشش در زندگی انسان‌ها استفاده شده است.

این متن به دلیل استفاده از زبان شاعرانه و مفاهیم عمیق اخلاقی و فلسفی، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. نوجوانان می‌توانند با مفاهیم پایه‌ای مانند رحمت و بخشش آشنا شوند، در حالی که بزرگسالان می‌توانند به لایه‌های عمیق‌تر معنایی و تمثیل‌های موجود در متن پی ببرند.

مشاهده کامل

غزل ۱۱۷۰ - رحم کن ار زخم شوم سر به سر

رَحْم کُن اَرْ زَخمْ شَوَم سَر به سَر
مَرهَمِ صَبرم دِهْ و رَنجَم بِبَر ۱

وَرْ همه در زَهر دَهی غوطه‌ام
زَهرِ مرا غوطه دِهْ اَنْدَر شِکَر ۲

بَحْر اگر تَلْخ بُوَد همچو زَهر
هست صَدَف عِصْمَتِ جانِ گُهَر ۳

ابرِ تُرُش رو که غَم انگیز شُد
مُژده تو دادیش زِ رِزْق و مَطَر ۴

مادر اگر چه که همه رَحْمَت است
رَحْمَتِ حق بین تو زِ قَهرِ پدر ۵

سُرمه نو باید در چَشمِ دل
وَرْ نه چه دانَد رَه ِسُرمه بَصَر؟ ۶

بود به بَصره به یکی کو خَراب
خانه دَرویش به عَهْدِ عُمَر ۷

مُفْلِس و مِسکین بُد و صاحِبِ عِیال
جُمله آن خانه یک از یکْ بَتَر ۸

هر یک مَشهورْ به خواهندگی
خَلْق زِ بَس کُدیه‌شان بَر حَذَر ۹

بود لَحافِ شَبِشان ماهْتاب
روزْ طَوافِ هَمَشان دَر به دَر ۱۰

گَر بکُنم قِصّه زِ اِدْبیرشان
دَردِ دل اَفْزاید با دَردِ سَر ۱۱

شاهِ کَریمی بِرَسید از شکار
شُد سوی آن خانه زِ گِردِ سَفَر ۱۲

دَر بِزَد از تشنگی و آب خواست
آمد از آن خانه یَتیمی به دَر ۱۳

گفت که هست آب ولی کوزه نیست
آبِ یَتیمان بُوَد از چَشم تَر ۱۴

شاه دَرین بود که لشکر رَسید
همچو سِتاره همه گِردِ قَمَر ۱۵

گفت برایِ دلِ من هر یکی
در حَقِ این قومْ بِبَخشید زَر ۱۶

گنج شُد آن خانه زِ اِقْبالِ شاه
روشن و آراسته زیر و زَبَر ۱۷

وَلوَله و آوازه به شهر اوفتاد
شَهر به نَظّاره پِیِ یکدِگَر ۱۸

گفت یکی کاخِر ای مُفْلِسان
کِشت به یک روز نَیایَد به بَر ۱۹

حالِ شما دی هَمِگان دیده اند
کُن فَیَکون کَس نشود بَخت وَر ۲۰

وَرْ بِشَوَد بَخْت وَر آخِر چُنین
کِی شود او هَمچو فَلَک مُشْتَهَر؟ ۲۱

گفت کریمی سویِ بر ما گُذشت
کرد دَرین خانه به رَحْمَت نَظَر ۲۲

قصه دراز است و اشارت بس است
دیده فزون دار و سخن مختصر ۲۳
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: غزل تعداد ابیات: ۲۳ ۵۷۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۶۹ - هست کسی صافی و زیبانظر
گوهر بعدی:غزل ۱۱۷۱ - در بگشا کامد خامی دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.