خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از گذر سریع عمر و بیهودگی اعمال خود اظهار تأسف می‌کند. او از این که وقت خود را به کارهای بی‌ثمر گذرانده و فرصت‌ها را از دست داده، افسوس می‌خورد و بر اهمیت استفاده از زمان باقی‌مانده تأکید دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی درباره گذر زمان و پشیمانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۵۲۱ - گذشت عمر و نکردیم هیچ کار دریغ

گذشت عمر و نکردیم هیچ کار دریغ
نه روزگار بماند و نه روزگار دریغ ۱

برفت عمر بافسانه و فسون افسوس
گذشت وقت به بیهوده و خسار دریغ ۲

نکرده‌ام همهٔ عمر یک عمل حاصل
نبوده‌ام نفسی با تو هوشیار دریغ ۳

هر آنچه گفتم و کردم تمام ضایع بود
بهرزه رفت مرا روز و روزگار دریغ ۴

بپار گفتم کامسال کار خواهم کرد
گذشت عمر من امسال همچو پار دریغ ۵

زهر خموشی بی‌باد تو هزار افسوس
زهر سخن که نه حرف تو صد هزار دریغ ۶

زهر چه بینم و رویت در آن نمی‌بینم
هزار بار فسوس و هزار بار دریغ ۷

نه یک فسوس و ده و صد که بیحساب افسوس
نه صد دریغ و هزاران که بیشمار دریغ ۸

غنیمتی شمر این یکدو دم که ماند ای فیض
بکار کوش نگو رفت وقت کار دریغ ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۲۰ - هی نیاری بر زبان حرف دروغ
گوهر بعدی:غزل ۵۲۲ - بهرزه شیفته شد دل بهر خیال دریغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.