خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که از غم و شادی زندگی سخن میگوید و با تصاویری مانند بادهنوشی، عشق و زیبایی، لحظات شاد و غمگین را توصیف میکند. شاعر از عشق، زیبایی معشوق، و لحظات گذرای زندگی سخن میگوید و گاهی به مفاهیم عمیقتری مانند قیامت و مرگ اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و همچنین به موضوعاتی مانند شراب و عشق اشاره دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند «قتل» و «قیامت» ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه داشته باشند.
غزل ۴۶۵ - بکین غم فلک بر خواست امروز
بکین غم فلک بر خواست امروز
بیا ساقی که روز ماست امروز ۱
بگردان جام می دوران شادی است
هوای ساغر و میناست امروز ۲
بگردش آر چشمان تو میناست
لبانت ساغر صهباست امروز ۳
بخواب آمد مرا خورشید امشب
فروغت بزم ما آراست امروز ۴
گران از بزم رفت و یار بنشست
غم از جان و دلم برخواست امروز ۵
صفای سینها و بادهٔ صاف
جدال محتسب بیجاست امروز ۶
قیامت قامتی از جای برخواست
از آن قامت مرا فرداست امروز ۷
مشو غافل که در مژگانش ای فیض
بقتل ما اشارتهاست امروز ۸
ز تو خنجر ز من بنهادن سر
مرا عید و ترا اضحاست امروز ۹
بیا ساقی که روز ماست امروز ۱
بگردان جام می دوران شادی است
هوای ساغر و میناست امروز ۲
بگردش آر چشمان تو میناست
لبانت ساغر صهباست امروز ۳
بخواب آمد مرا خورشید امشب
فروغت بزم ما آراست امروز ۴
گران از بزم رفت و یار بنشست
غم از جان و دلم برخواست امروز ۵
صفای سینها و بادهٔ صاف
جدال محتسب بیجاست امروز ۶
قیامت قامتی از جای برخواست
از آن قامت مرا فرداست امروز ۷
مشو غافل که در مژگانش ای فیض
بقتل ما اشارتهاست امروز ۸
ز تو خنجر ز من بنهادن سر
مرا عید و ترا اضحاست امروز ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۴ - برون آی و خورشید رخ بر افروز
گوهر بعدی:غزل ۴۶۶ - ای خفته رسید یار برخیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.