خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از زیبایی و تأثیرات عمیق معشوق بر محیط و اطرافیان سخن میگوید. معشوق با حضور خود طبیعت را دگرگون میکند و احساسات شدید عاشقانه و عرفانی را برمیانگیزد.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'خون دل' و 'سودا' نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و احساسات دارند.
غزل ۳۷۸ - هر کجا آن ماه سیما میرود
هر کجا آن ماه سیما میرود
بس دل و بس دین بیغما میرود ۱
گر بصحرا رفت دریا میشود
ز آب چشمی کان بصحرا میرود ۲
ور بدریا میرود خون میشود
بس که خون دل بدریا میرود ۳
سرو آزادی نخواهد بعد از این
گر بباغ آنسرو بالا میرود ۴
میشود گل رنگ رنگ از شرم اگر
در چمن بهر تماشا میرود ۵
زلف و گیسو چون پریشان میکند
در سر شوریده سودا میرود ۶
نشنود دل پند واعظ لب ببند
این سخنهای تو بیجا میرود ۷
از می لعل شکر ریز لبش
بر زبان فیض اینها میرود ۸
بس دل و بس دین بیغما میرود ۱
گر بصحرا رفت دریا میشود
ز آب چشمی کان بصحرا میرود ۲
ور بدریا میرود خون میشود
بس که خون دل بدریا میرود ۳
سرو آزادی نخواهد بعد از این
گر بباغ آنسرو بالا میرود ۴
میشود گل رنگ رنگ از شرم اگر
در چمن بهر تماشا میرود ۵
زلف و گیسو چون پریشان میکند
در سر شوریده سودا میرود ۶
نشنود دل پند واعظ لب ببند
این سخنهای تو بیجا میرود ۷
از می لعل شکر ریز لبش
بر زبان فیض اینها میرود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۷ - چون سخن از دلبر ما میرود
گوهر بعدی:غزل ۳۷۹ - زنده دل از چه رو بدن عالم نور میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.