خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید. او از رنجهای عشق، بیقراری و از خودگذشتگی میگوید و خود را با عاشقان نامی مانند مجنون، وامق و فرهاد مقایسه میکند. همچنین، از عقل رسمی که موجب غفلت است، دوری میجوید و به جنون هوشیار روی میآورد. در نهایت، اعلام میکند که بدون نثار جان به معشوق، شرمسار خواهد بود.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند جنون هوشیار و نثار جان ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۱۱ - از پی آن نکار خواهم شد
از پی آن نکار خواهم شد
در ره او غبار خواهم شد ۱
قصه غصه شرح خواهم کرد
بر دل یار بار خواهم شد ۲
خون دل را زدیده خواهم ریخت
در غم عشق زار خواهم شد ۳
چند بیهوده بگذرانم عمر
بر سر کار و بار خواهم شد ۴
خویش را کارنامه خواهم ساخت
غیرت روزگار خواهم شد ۵
همچو مجنون و وامق و فرهاد
شهرهٔ هر دیار خواهم شد ۶
عقل رسمیست موجب غفلت
بجنون هوشیار خواهم شد ۷
زان لب و چشم مست خواهم گشت
رفته رفته ز کار خواهم شد ۸
فیض اگر جان نثار او نکند
تا ابد شرمسار خواهم شد ۹
در ره او غبار خواهم شد ۱
قصه غصه شرح خواهم کرد
بر دل یار بار خواهم شد ۲
خون دل را زدیده خواهم ریخت
در غم عشق زار خواهم شد ۳
چند بیهوده بگذرانم عمر
بر سر کار و بار خواهم شد ۴
خویش را کارنامه خواهم ساخت
غیرت روزگار خواهم شد ۵
همچو مجنون و وامق و فرهاد
شهرهٔ هر دیار خواهم شد ۶
عقل رسمیست موجب غفلت
بجنون هوشیار خواهم شد ۷
زان لب و چشم مست خواهم گشت
رفته رفته ز کار خواهم شد ۸
فیض اگر جان نثار او نکند
تا ابد شرمسار خواهم شد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۰ - از می عشق مست خواهم شد
گوهر بعدی:غزل ۳۱۲ - تا می نخورم زان کف مستانه نخواهم شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.