خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و شیفتگی عمیق شاعر به معشوق است. او از دلباختگی، شیدایی و آرزوی وصال سخن میگوید و معشوق را بالاتر از همهی ارزشهای دنیوی میداند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۹۶ - خوشا آندل که ماوای تو باشد
خوشا آندل که ماوای تو باشد
بلند آن سر که در پای تو باشد ۱
فروناید بملک هر دو عالم
هر آنسر را که سودای تو باشد ۲
سرا پای دلم شیدای آنست
که شیدای سرا پای تو باشد ۳
غبار دل بآب دیده شویم
کنم پاکیزه تا جای تو باشد ۴
خوش آن شوریدهٔ شیدای بیدل
که مدهوش تماشای تو باشد ۵
دلم با غیر تو کی گیرد آرام
مگر مستی که شیدای تو باشد ۶
نمیخواهد دلم گل گشت صحرا
مگر گل گشت که شیدای تو باشد ۷
خوشی در عالم امکان ندیدم
مگر در قاف عنقای تو باشد ۸
ز هجرانت بجان آمد دل فیض
وصالش ده اگر رای تو باشد ۹
بلند آن سر که در پای تو باشد ۱
فروناید بملک هر دو عالم
هر آنسر را که سودای تو باشد ۲
سرا پای دلم شیدای آنست
که شیدای سرا پای تو باشد ۳
غبار دل بآب دیده شویم
کنم پاکیزه تا جای تو باشد ۴
خوش آن شوریدهٔ شیدای بیدل
که مدهوش تماشای تو باشد ۵
دلم با غیر تو کی گیرد آرام
مگر مستی که شیدای تو باشد ۶
نمیخواهد دلم گل گشت صحرا
مگر گل گشت که شیدای تو باشد ۷
خوشی در عالم امکان ندیدم
مگر در قاف عنقای تو باشد ۸
ز هجرانت بجان آمد دل فیض
وصالش ده اگر رای تو باشد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۵ - دلم بس نیست ماوای تو باشد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۷ - مرا تو دوست نداری خدا نخواسته باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.