خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی دربارهٔ بیداری دل و ارتباط عمیق با معشوق (خدا یا انسان) سخن میگوید. شاعر تأکید میکند که فردی با «چشم دل بیدار» در همه چیز جمال یار را میبیند و عشق ورزیدن را کار اصلی زندگی میداند. عاشقان با وجود رنجهای ظاهری، درون شاد دارند و دلشان همواره با معشوق است.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک رابطهٔ عاشقانهٔ معنوی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۴۰ - کسی کو چشم دل بیدار دارد
کسی کو چشم دل بیدار دارد
نظر پیوسته با دلدار دارد ۱
بهر جا بنگرد چشم خدا بین
تماشای جمال یار دارد ۲
تماشا در تماشا باشد آن را
که در دل دیده بیدار دارد ۳
دل هشیار هر جا افکند چشم
روان چشم را بیدار دارد ۴
تماشا باشدش پیوسته آنکو
سرمست و دل هشیار دارد ۵
دلی کو میتواند عشق ورزید
نشاید خویش را بیکار دارد ۶
درون شادست و خرم عاشقانرا
برونشان گرچه حال زار دارد ۷
دلش با دوست تن با غیر عاشق
دل خرم تن بیمار دارد ۸
چه پروا دارد از تاریکی زلف
که از شمع رخش انوار دارد ۹
دو روزی فیض را مهلت ده ای عمر
دلش با عشقبازی کار دارد ۱۰
نظر پیوسته با دلدار دارد ۱
بهر جا بنگرد چشم خدا بین
تماشای جمال یار دارد ۲
تماشا در تماشا باشد آن را
که در دل دیده بیدار دارد ۳
دل هشیار هر جا افکند چشم
روان چشم را بیدار دارد ۴
تماشا باشدش پیوسته آنکو
سرمست و دل هشیار دارد ۵
دلی کو میتواند عشق ورزید
نشاید خویش را بیکار دارد ۶
درون شادست و خرم عاشقانرا
برونشان گرچه حال زار دارد ۷
دلش با دوست تن با غیر عاشق
دل خرم تن بیمار دارد ۸
چه پروا دارد از تاریکی زلف
که از شمع رخش انوار دارد ۹
دو روزی فیض را مهلت ده ای عمر
دلش با عشقبازی کار دارد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۹ - کسی کو چشم دل بیدار دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۱ - ز شراب وصل جانان سر من خمار دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.