این شعر عاشقانه از زبان شاعری است که از عشق و دلدادگی به معشوق خود سخن میگوید. او از بیقراری و بیتابی خود در فراق یار میگوید و بیان میکند که حتی یک لحظه دوری از معشوق برایش غیرقابل تحمل است. شاعر از تأثیر نگاه معشوق و سوز عشق او مینالد و اعلام میکند که حاضر است جان خود را در راه عشقش فدا کند. او همچنین از تسلط خیال معشوق بر قلب و ذهن خود میگوید و اظهار میدارد که عشق او ابدی و جاودانه است.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری در عشق و سوز دل نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۰۸ - یا ندیمی قم فان الدّیک صاح
غن لی بیتاً و ناول کاس راح ۱
لست اصبر عن حبیبی لحظهٔ
هل الیه نظرهٔ منی تباح ۲
بذل روحی فی هواه هین
یحمد القوم السری عند الصباح ۳
رام قتلی لحظه من غیرسیف
اسکرتنی عینه من دون راح ۴
قد کفتنی نظرهٔ منی الیه
من بها لی فی غداه اورواح ۵
هام قلبی فی هواه کیف فاطمان
راح روحی فی قفاه فاستراح ۶
لم یفارقنی خیال منه قط
لم یزل هو فی فؤادی لایراح ۷
ان یشا یحرق فؤادی فی النوی
اویشا یقتل له قتلی مباح ۸
لاتنج یا فیض اسرار الحبیب
لیس فی شرع الهوی سریباح ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.