خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر عشق و وابستگی عمیق به معشوق است که با وجود غم و ویرانی، باعث شادی و آبادی میشود. عشق به عنوان استاد و راهنمای زندگی توصیف شده و تأکید شده که تلاش انسان بدون عشق بیثمر است. همچنین، متن اشاره میکند که کار و عمل مهمتر از حرف زدن است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند وابستگی عاطفی و غم عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۱۰۷ - دل که ویران اوست آباد است
دل که ویران اوست آباد است
جان چو غمناک از او بود شاد است ۱
موبمو خویش را بدو بندم
هر که در بند اوست آزاد است ۲
این سعادت بسعی می نشود
غم او روزی خداداد است ۳
در خرابی بود عمارت دل
خانهٔ دل زعشق آباد است ۴
عشق استاد کار خانهٔ ماست
کوشش از ما زعشق ارشاد است ۵
هیچ کاری نمیکنیم بخود
همه او میکند که استاد است ۶
کار کن کار و گفتگو بگذار
فیض بنیاد حرف برباد است ۷
جان چو غمناک از او بود شاد است ۱
موبمو خویش را بدو بندم
هر که در بند اوست آزاد است ۲
این سعادت بسعی می نشود
غم او روزی خداداد است ۳
در خرابی بود عمارت دل
خانهٔ دل زعشق آباد است ۴
عشق استاد کار خانهٔ ماست
کوشش از ما زعشق ارشاد است ۵
هیچ کاری نمیکنیم بخود
همه او میکند که استاد است ۶
کار کن کار و گفتگو بگذار
فیض بنیاد حرف برباد است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۶ - خمار گشت مرا ساقیا شراب کجاست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸ - جمال یار که پیوست بی قرار خود است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.