خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از درد فراق و عشق سخن میگوید و از نبود صبر و توان در برابر این درد شکایت میکند. او به دنبال آرامش و چارهای برای دل مضطرب خود است و از غم و هجران یار مینالد. در پایان، از مطرب و موسیقی برای تسکین درد خود کمک میخواهد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۰۶ - خمار گشت مرا ساقیا شراب کجاست
خمار گشت مرا ساقیا شراب کجاست
نکرد چارهٔ این درد دُرد ناب کجاست ۱
شکیب و صبر مفرما نماند صبر و شکیب
مزن زتاب و توان دم توان و تاب کجاست ۲
چو نام او شنوم دل در اضطراب آید
دلست مضطرب آن جان اضطراب کجاست ۳
شباب عمر بود وصل یار و هجران شیب
زشیب هجر بجان آمدم شباب کجاست ۴
دلم گرفت درین خاکدان تیره و تنک
کجاست روزنه این باب حجره را و کجاست ۵
گرفت لشکر غم ملک دل بیا مطرب
نی و کمانچه چه شد عود کور باب کجاست ۶
بیار فیض بخوان از کتاب خود غزلی
مگر دلم بگشاید بیا کتاب کجاست ۷
نکرد چارهٔ این درد دُرد ناب کجاست ۱
شکیب و صبر مفرما نماند صبر و شکیب
مزن زتاب و توان دم توان و تاب کجاست ۲
چو نام او شنوم دل در اضطراب آید
دلست مضطرب آن جان اضطراب کجاست ۳
شباب عمر بود وصل یار و هجران شیب
زشیب هجر بجان آمدم شباب کجاست ۴
دلم گرفت درین خاکدان تیره و تنک
کجاست روزنه این باب حجره را و کجاست ۵
گرفت لشکر غم ملک دل بیا مطرب
نی و کمانچه چه شد عود کور باب کجاست ۶
بیار فیض بخوان از کتاب خود غزلی
مگر دلم بگشاید بیا کتاب کجاست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۵ - راز در دل شده کره محرم کجاست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷ - دل که ویران اوست آباد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.