این شعر عرفانی از مولانا بیانگر مفاهیم عمیقی مانند عشق الهی، تقدیر، و سفر روحانی است. شاعر با اشاره به 'الست' و 'بلی' به پیوند ازلی انسان با خدا اشاره میکند و تأکید میکند که جهان همواره در حال آفرینش است. همچنین، تفاوت بین افرادی که حقیقت را میبینند و آنهایی که نابالغ هستند، مورد بحث قرار میگیرد. شعر به مفاهیمی مانند آزمایشهای الهی، تقدیر، و پختگی روح از طریق رنج میپردازد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مضامین پیچیدهای مانند عشق الهی، تقدیر، و سفر روحانی ارتباط برقرار کنند.
غزل ۱۰۱ - دمبدم دل ما را از الست پیغام است
از بلی بلی جانرا تازه تازه اسلامست ۱
خاص می نه پندارد کاین بروز اول بود
بعد از آن سخن بگسست این عقیده عامست ۲
گوش هر خدا بینی مستمع بود از حق
وانکه او نمی بیند بی گمان که او خامست ۳
هر دو کون را ایزد دم بدم در ایجاد است
خلق راست راز کن مستی که بی جام است ۴
بهر صید جان پاک دامها کنند از خاک
تا شود به از املاک یا رب این چه انعامست ۵
مرغهای جان آید در شباک تن افتد
در بلا شود پخته زانکه بی بلا خام است ۶
فوج فوج از آن عالم آورند جانها را
تا کدام ناکام و تا کدام را کامست ۷
زمرهٔ سعید آیند زمرهٔ شقی گردند
تا چه در قضا رفته تا چه هر کرا نامست ۸
زآتش غم عشقی جان و دل نشد پخته
ساز ره نکردی فیض کار بارو تو خامست ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.