خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از زبان شاعری مست و عاشق بیان میشود که شراب عشق و مستی را توصیف میکند. او جهان را سرشار از عشق و مستی میبیند و از ساقی میخواهد که پیمانهاش را پر کند. شعر به زیباییهای عشق، مستی معنوی و وحدت وجود اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و اصطلاحات خاص آن دارد.
غزل ۱۰۰ - در غمزه مستانه ساقی چه شرابست
در غمزه مستانه ساقی چه شرابست
کز نشأه آنجان جهان مست و خرابست ۱
هشیار نه یک زاهد و مخمور نه یک مست
مستست تر و خشک جهان اینچه شرابست ۲
عشقست روان در رک و در ریشه جانها
ذرات جهان مست ازین بادهٔ ناب است ۳
از عشق زمین جام شرابی است لبا لب
وین چرخ نگونسار برین جام حباب است ۴
جان می طلبد غمزه ات ای ساقی مستان
پیمانهٔ ما پرنشده است این چه شتاب است ۵
از چشم سیه مست تو هستند جهانی
زان میکده ویران و خرابات خراب است ۶
مگذار که یکذره بماند زوجودش
خورشید دل آرای ترا فیض نقابست ۷
کز نشأه آنجان جهان مست و خرابست ۱
هشیار نه یک زاهد و مخمور نه یک مست
مستست تر و خشک جهان اینچه شرابست ۲
عشقست روان در رک و در ریشه جانها
ذرات جهان مست ازین بادهٔ ناب است ۳
از عشق زمین جام شرابی است لبا لب
وین چرخ نگونسار برین جام حباب است ۴
جان می طلبد غمزه ات ای ساقی مستان
پیمانهٔ ما پرنشده است این چه شتاب است ۵
از چشم سیه مست تو هستند جهانی
زان میکده ویران و خرابات خراب است ۶
مگذار که یکذره بماند زوجودش
خورشید دل آرای ترا فیض نقابست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۹ - من و هزار گدا همچو من بنزد تو هیچست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱ - دمبدم دل ما را از الست پیغام است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.